كسي كه خدايش هواي نفس است

خداوند در آیه 23 سوره جاثیه می فرماید: أفرَأيْتَ مَن اتـّخَذ إلهَهُ هَواهُ وَ أضَلـّهُ اللهُ عَلى‏ عِلم آیا ندیده ای کسی را که خدای خودش را هوای خودش قرار داده است؟ و خدا او را گمراه کرده است، با اینکه می داند.

 در آیه 257 سوره بقره می فرماید: اللهُ وَليُّ الذينَ آمَنوا برای صاحبان ایمان، خدا ولی است. برای یک کسانی شیطان ولی است. آدم یا در تحت ولایت شیطان است، یا در تحت ولایت خداست. ولی کسی است که برای آدم دارد کار می کند به نفع آدم دارد کار می کند. کمک می کند، دفاع می کند. خطر برطرف می کند. من نیستم من خواب هستم، او مواظب است، نمی گذارد خطری متوجه شود. بعضی ها هستند به خاطر مرتبتشان، فقط خدا ولی شان است. این به مرتبت ایمانی او بستگی دارد. خدا ولی اوست. برای بعضی ها سلسه مأموران الهی ولی  هستند. برای یک کسانی خدا ولی است. 

حالا اگر آن وکیل مقتدرترین موجود عالم وجود هم باشد هیچ چیزی از دستش فوت هم نمی شود دیگر. اگر خدای متعال می خواهد به سود این بنده عمل کند هیچ سودی از چنگ او بیرون نمی رود دیگر. أفرَأيْتَ مَن اتـّخَذ إلهَهُ هَواهُ هر کسی در بند هوای خودش است، نه تو وکیلش نیستی. آن وکیلش شیطان است. در تحت ولایت الهی هیچ چیز به ضرر آدم نیست. در تحت ولایت شیطان هیچ چیز به سود آدم نیست. شیطان قسم خورد داستانش در سوره ص است. قسم به عزت تو،همه فرزندان آدم را به تمامی اغوا می کنم. هیچ کس از دست اغوای من نجات نمی یابد. إلـّا عبادَكَ مِنهُمُ المُخلـَصين مگر بندگان مخلص. بندگان مخلص آنهایی هستند که همه وجودشان را به صاحبش دادند. اینها اسمشان عبد است. عبد کسی است که مالک هیچ چیز نیست. اگر آدم مالک نباشد، دزد به او نمی زند. هر کس به هوی و هوس خودش عمل نکرد، هر کس هوی و هوس خودش را زیر پا گذاشت، در تحت ولایت الهی قرار می گیرد.

در روایت دارد که اگر فقر برای مؤمن ضرر داشته باشد، فقر را از او دور می کنم. اگر غنا برایش ضرر داشته باشد، غنا را از او دور می کنم. ثروت را از او می گیرم. چرا؟ چون ثروت برایش ضرر دارد. اگر فقر برایش ضرر داشته باشد، فقر را از او دور می کنم به او غنا می دهم. اگر سلامت برایش ضرر داشته باشد، مریضش می کنم. اگر مرض برایش ضرر داشته باشد، سلامتش می کنم. ببینید همه چیز به نفع او تمام می شود. خب ما گاهی مریض هستیم، گاهی سالم هستیم، گاهی ثروت داریم، گاهی نداریم، امروز پول توی جیبمان نیست مثلا فردا هست. اینها هست. برای او چی هست؟ هر روز که نیست آن روز به نفعش است.

منبع: جلسه اخلاق آیت الله جاودان

مستحب و هزار واجب

آیت الله بهجت (ر ه):

معلوم مى شود نماز شب مستحبى است نظیر روضه خوانى، که وقتى در زمان رضاخان منع کردند، یکى از اصحاب و اطرافیان حاج شیخ عبدالکریم حایرى (رحمةالله) به ایشان عرض کرد: چیزى نیست ، روضه خوانى یک عمل مستحب است که پهلوى آن را منع کرده است. حاج شیخ (رحمةالله) فرمود: بله مستحبى که هزار واجب در آن است.

خدا مى داند که چه قدر احکام واجب و چه چیزهایى از حالات ، سیره و کلمات سیدالشهدا و سایر معصومین (علیهم السلام) که در مقدمه روضه نقل مى شود، سبب تقویت دین و موجب افزایش ایمان مردم است !

بنده خیال مى کنم فضیلت بکا بر سیدالشهدا بالاتر از نماز شب باشد؛ زیرا نماز شب عمل قلبى صرف نیست بلکه کالقلبى است، ولى حزن و اندوه و بکا عمل قلبى است به حدى که بکا و دمعه از علایم قبولى نماز وتر است.


منبع: آینه حقیقت، (امام حسین علیه السلام در کلام آیةالله بهجت)

لینک دانلود کتاب


قوای حیوانی، مانع کارآیی عقل

آن‌چیزی که موجب می‏شود انسان در تمییز حق از باطل اشتباه ‏کند دخالت قوای حیوانی در ادراک عقل است. یعنی هرجا نیروی شهوت، غضب و وهم و به‌طور اجمال گناهان و پیروی از هواهای نفسانی در درون انسان حاکم شوند، عقل کنار می‌رود و آن وقت است که اشتباه می‏کند.
حکمت در دل سالم است
علی(علیه‌السلام) می‏فرمایند: «حَرَامٌ عَلَی کُلِّ قَلبٍ مَغلُولٍ بِالشَّهوَةِ أن یُنتَفَعَ بِالحِکمَةِ» بهرهگیری از حکمت، بر هر قلبِ گرفتار شهوتی حرام است. هر دلی که به سبب قوة حیوانی شهوت بیمار شده است، حقیقت حمکت را که علم به حقایق اشیاء است، نخواهد یافت. تمام شد! دیگر فایده ندارد، نمی‏توانی با این دل از عقل و حکمت استفاده کنی. 
ما این تعبیرات را زیاد داریم. به خصوص در کلمات علی(علیه‌السلام). حضرت در جایی فرمودند: «مَنْ غَلَبَ شَهْوَتَهُ ظَهَرَ عَقْلُهُ» اگر کسی بر شهوتش غلبه پیدا کند، تازه عقلش ظاهر می‏شود و به اصطلاح سرِ عقل می‏آید. آن وقت ما اگر سراغ آیات برویم می‌بینیم که به چنین انسانی که سرِ عقل آمده و نفسش را مغلوب کرده، وعده بهشت داده شده است. «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَإِنَّ الجْنَّةَ هِىَ الْمَأْوَی» این برای آن است که سر عقل آمده و نفسش را مهار کرده است.
حیات طیّبه در گرو بندگی است
انسان اگر بخواهد حیات طیّبه پیدا کند، یعنی اصلاً «انسان» شود و از نظر درونی واقعاً «زنده» شود راهی جز غلبه بر هوای نفس ندارد. و إلا کسی که محکوم شهوت و غضب است، مرده‌ای است در میان اجتماع. اگر انسان می‏خواهد حیات طیّبه پیدا کند، راه منحصر در این است که انسان از نظر عملی مطیع شرع شود. حیات طیّبه و پاکیزه و زندگی انسانی، نه زندگی حیوانی، با متابعت از ظاهر شریعت حاصل می‌شود. که همین دستورات شرع موجب می‏شود که شهوت، غضب و وهم‌ مهار ‏شود. وقتی این حیوان مهار شد، نتیجه‏اش این می‏شود که انسان سر عقل آمده و واقعاً «انسان» می‏شود. انسان که شد، زندگیاش می‏شود حیات طیّبه.

رسالت امام حسین (ع)

به سخنی از سخنان امام حسین(ع)، هنگامی که از مکه خارج شد، توجه می‌کنیم: "لم أخرج اشراً و لا بطراً و لامفسداً و لاظالماً إنّما خرجت و لطلب الاصلاح فی امّة جدِی أرید أن آمُرَ بالمعروف و أنهیٰ عن المنکر؛ به خدا سوگند از روی سرمستی، طغیانگری، ظلم و فساد قیام نکردم. اصلاح در امت جدم را هر اندازه که در توانم باشد، خواستارم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم". رسالت حسین(ع) و هدف حسین(ع) و شهادت حسین(ع) در این سخن خلاصه می‌شود.

در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که آیا امت جد حسین(ع)، فقط در عصر امام حسین(ع) بودند و آیا آن امت پایان یافتند یا هنوز هستند؟ آیا امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح مردم، مخصوص ایام امام حسین(ع) بود و پایان یافت، یا اینکه ما نیز از آن امت هستیم؟ ما نیز به اصلاح نیازمندیم و به امر به معروف و نهی از منکر. طبیعتاً این کار همیشگی است. پس ما هنوز در شرایط مناسب برای تحقق اهداف امام حسین(ع) هستیم. به سخن دیگر، امام حسین(ع) در زمان خودش کشته شد تا ما را امروز، اصلاح، امر به معروف و نهی از منکر کند.
پس در زمانه ما و بنا بر تجزیه و تحلیل خود او، اگر منکر ترک شود و به معروف عمل و جامعه اصلاح؛ امام حسین به هدفش از شهادت رسیده است. و امروز هر اندازه که معروف ترک شود و به منکر عمل و میان مردم فساد اشاعه یابد، بدین معناست که در این برهه از زمان و این نسل از امت، خون امام حسین(ع) را به هدر داده است. آیا می‌شنوی؟ ای کسی که برای امام حسین(ع) اندوهگین هستی و بر امام حسین(ع) گریه می‌کنی، امروز هر چه فساد بیشتر شود و اصلاح جامعه کمتر، کمکی است برای به نابودی کشاندن اهداف امام حسین(ع)! اهدافی که امام حسین(ع) برای آن‌ها کشته شد.
سخنرانی امام موسی صدر ، ترجمه مهدی فرخیان

حضور قلب در نماز

اولین عامل بهم ریختگی حضور قلب چشم ماست.
چشمی که همه چیز را می بیند. هر شخص زن و مرد، هر منظره، هر عکس، هر فیلم نمی تواند نماز خوبی بخواند. اگر بتوانید چشم خودتان را کنترل کنید انشاءالله نمازتان بهتر می شود.
اگر بتوانید چیزهایی که خدای متعال راضی نیست نگاه نکنید البته بطور جدی می توانید نماز بهتری داشته باشید.
نماز عصاره و خلاصه شدۀ رفتار و اعمال روز ماست.
اگر تمام رفتار و اعمال آدمی با حساب و کتاب باشد نماز او درست خواهد شد.

آیت الله جاودان

ارزش نماز اول وقت

آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »

منبع: وبسایت آیت الله العظمی بهجت

اثر اعتقاد قلبي به مسألۀ معاد

اگر کسي باور يقيني و قلبي به وجود برزخ و قيامت داشته باشد، مي‌تواند در مقام آدميّت، تا سر حدّ عصمت پيش برود و از تمامي گناهان دست بشويد و اعمال و رفتار خود را به صورت دقيق کنترل کند. علاوه بر اين، استحکام اعتقاد به معاد، موجب اهميّت دادن بيشتر به واجبات و انجام کامل‌تر مستحبّات مي‌شود. وقتي باور و ايمان به معاد در وجود کسي ريشه پيدا کند، به جايي مي‌رسد که مانند حضرت زينب«سلام‌الله‌عليها» پس از بروز حوادث کمرشکن عاشورا، نماز شب را ترک نمي‌کند!

تفاوت علم و باور

علم نسبت به معاد و حسابرسي اعمال، با باور به آن، متفاوت است. به عبارت ديگر کسي که آتش را نديده، با توجّه به خصوصيّات آن، علم به وجود گرما در آن را دارد، ولي کسي که آتش را مي‌بيند و گرماي آن را حس مي‌کند، باور دارد که آتش گرمازاست؛ لذا دست خود را درون آن قرار نمي‌دهد، چون يقين و باور به سوختن دست دارد.

دانستن، غير از باور کردن است. دانستن در پي مطالعۀ آيات و روايات و نيز کتب اعتقادي و با استدلال حاصل مي‌شود. کسي که آيات قرآن کريم و روايات اهل بيت را مطالعه کند، مي‌فهمد و مي‌داند که قيامتي وجود دارد.
دانستن و علم وقتي کاربرد پيدا مي‌کند که در دل رسوخ کند و به يک باور قلبي تبديل شود. اگر باور به معاد، درون انسان نهادينه شد، نيروي کنترل کننده و کاربردي است.

باور و يقين قلبي، در اثر مطالعه و استدلال حاصل نمي‌شود، بلکه به تعبير قرآن شريف، بايد عبوديّت و عمل به دستورات الهي در رأس کارها قرار گيرد: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ»

باور قلبي و يقين به اصول دين، در گرو عمل و رابطه با خداوند متعال به واسطۀ اهل بيت«عليهم‌السّلام»است. هرچه رابطۀ با خداوند سبحان محکم‌تر شود،‌ حالت يقين، بهتر و زودتر براي انسان پيدا مي‌شود.

برخي از افراد در مورد معاد نيز کتاب مي‌نويسند، ولي در عين حال غيبت مي‌کنند يا به گناهان ديگري دچار هستند! يا بر عکس، کسي سواد الفبا نيز ندارد، ولي در عمل به دستورات دين، اعمّ از واجبات و مستحبّات يا ترک محرّمات و مکروهات، در سر حدّ عصمت عمل مي‌کند. عمل اين دو گروه، به باور و يقين آنان بستگي دارد. 

کسي که باور دارد مسلّماً به سوي گناه نخواهد رفت و اگر نعوذ بالله گناهي مرتکب شد، فوراً با توبه و انابه و تدارک، آن گناه را نابود مي‌کند و مار و عقرب قبر را با داروي توبه، از بين مي‌برد.

منبع: وبسایت آیت الله مظاهری

اندیشه ای که بهتر از عبادت یک سال است

حجة السلام والمسلمین قدس، یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید:

« روزی آیت الله العظمی بهجت می فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.

آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان. باز پسر گفت: چشم.
آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر می کنم، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق علیه السلام می فرماید:
« تفکر ساعة خیر من عباده سنه: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است. »
آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرموده بود: پدر سوخته، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند. »

کارِ عملی بر کارِ فرهنگی مقدّم است

تعبیری که در وصیّت‏نامه امام حسین(علیه‏السلام) است که در مدینه به برادرش محمّد بن‏حنفیّه نوشت و حرکت کرد، این بود که: «وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي». اصلاح دو گونه است؛ اصلاح ظاهری و اصلاح باطنی. امام حسین(علیه‏السلام) به هر دو نوع اصلاح نظر داشت. البته اصلاح ظاهری بر اصلاح باطنی مقدم است؛ به این معنا که اصلاً اصلاح ظاهری زمینه‏ساز اصلاح باطنی است. لذا حضرت بلافاصله بعد از آنکه فرمود می‏خواهم امّت را اصلاح کنم، اوّل مسأله امر به معروف و نهی از منکر را مطرح فرمود. چرا؟ چون امر به معروف و نهی از منکر اصلاح ظاهری است.
امام حسین به دنبال این بود که هم «روشِ رفتاری» به امّت اسلامی بدهد و هم «بینشِ درونی» برای تشخیص حق از باطل بدهد. امّا حضرت اوّل روشِ رفتاری را مطرح می‏کند. چون تا روشِ رفتاری نباشد، بینشِ درونی برای انسان حاصل نمی‏شود. 
علّت تقدّم اصلاحِ روش بر اصلاحِ بینش
انسان مجموعه‏ای از قُوا است؛ یعنی «عقل» دارد، «شهوت» دارد، «غضب» دارد، «وهم» دارد. اینها قُوای رئیسه‏ای است که در انسان هست. هر کدام از این قُوا کارکرد خاصّ خودشان را دارند. قوّه عقل باید حاکم بر مجموعه قُوای حیوانی باشد. چون اگر بنا باشد انسان از شهوت و غضب و وهم به طور گسترده و افسارگسیخته بهره‏گیری کند و اینها هیچ کدام مهاری نداشته باشند و مثل یک حیوان عمل کند و مانعی ارادی بر سر راه آنها نباشد، اینها بر سر راه عقل مانع می‏شوند و موجب می‏شوند انسان نتواند تعقّل صحیح داشته باشد. یعنی شهوت و غضب و وهم جلوی تعقّل صحیح انسان را می‏گیرند. ولی اگر اینها مثل حیواناتی که به آنها دهنه می‏زنند مهار شوند، اینجا است که آن راکب، یعنی آنکه روی این حیوان نشسته است، می‏تواند خوب تصمیم‏گیری کند. 
این مطلب را در قرآن هم داریم. وقتی انسان مؤدّب شد به آداب ظاهری شریعت، آنجا است که سرِ عقل می‏آید. کسانی که مؤدّب به آداب ظاهری شریعت هستند، یعنی حرام را ترک می‏کند و عمل به واجب می‏کنند، یکی از آثارش این است که «ملکه تقوا» در آنها حاصل می‏شود. این ملکه قُدسی که حاصل شد، آن وقت می‏توانی بین حق و باطل فرق بگذاری. قرآن کریم می‏فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً».ای کسانی که ایمان آورده‏اید، تقوای الهی پیشه کنید تا خدا به شما بینش و قدرت تشخیص حق از باطل عطا کند. پس چه کسی می‏تواند تمییز بین حق و باطل بگذارد؟ چه کسی می‏تواند بینش پیدا کند؟ آن کس که اهل تقوا باشد.
کارِ عملی بر کارِ فرهنگی مقدّم است
این را هم بدانید که اینهایی که می‏گویند ما بدون رعایت آداب ظاهری به حق می‏رسیم، اینها به تعبیر امام ـ‏رضوان الله تعالی علیه‏ـ آدم‏های جاهلی هستند. این حرف‏ها هم از روی جهل و نفهمی‏شان است. برای رسیدن به حقیقت راهی جز عمل به شریعت نیست؛ اصلاً و ابداً. این‏طور نیست که کسی بتواند بدون مؤدّب شدن به آداب ظاهری شرعی به این مقام برسد. این روشی است که در اسلام بوده و جزء معارف ما است. حالا اخیراً اسم آن جنبه بینشی را «کار فرهنگی» می‏گذارند؛ نخیر، کارِ عملی مقدّم بر کارِ فرهنگی است. اگر می‏خواهی کار فرهنگی اثر کند و جامعه بینش اسلامی پیدا کند، باید بروی سراغ اینکه روش رفتاری بدهی و کارِ عملی کنی. وگرنه فاتحه کار فرهنگی را باید بخوانی! چون بدون کارِ عملی و روش رفتاری دادن، یک گوش در است و دیگری دروازه! پس این حرف‏ها را بگذارید کنار؛ امام ـ‏رضوان الله تعالی علیه‏ـ می‏گوید اینها حرف‏های جاهلانه است که بعضی می‏زنند.

عومل خیر و شرّ

عومل خیر و شرّ چیست؟ امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) نکته بسیار بسیار مهمّی را در این زمینه می­فرمایند. حضرت می­فرمایند: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً أَعَفَّ بَطْنَهُ وَ فَرْجَهُ». اگر خدا خیر بنده­ای را بخواهد او را در شکم و شهوت عفیف می­کند؛ یعنی او از عفیف­ترین انسان‌هاست!

یعنی دو عامل شرّ که بسیار مهم هستند، یکی بطن یعنی شکم‌پروری و یکی هم شهوت جنسی است. وقتی نسبت به این دو شهوت، مراقبه نشد؛ انسان به خیر نمی­رسد. آن کسی به خیر می­رسد که این دو عامل را مواظبت کند. عمده بلایای دنیا و تمام شرّ اشرار هم به خاطر همین دو عامل (شکم و شهوت) است. اگر انسان قدرت پیدا کند که بتواند شکمش را کنترل کند و این‌قدر شکم‌پروری نکند و همین­طور اگر قدرت کنترل شهوت جنسی را پیدا کند؛ اوج می‌گیرد. 

آیت‌الله العظمی میرزا رضای کرمانی عظیم‌الشّأن می‌فرمایند: اوج عفّت شکم(بطن) این است که انسان از لحاظ تقوا به جایی برسد که دیگر بفهمد این لقمه شبهه‌ناک است؛ یعنی با نگاهش بفهمد این لقمه شبهه‌ناک است و دیگر نخورد!

لذا نمی‌فرماید وقتی خدا خیر بنده­اش را می‌خواهد، عفّت بطن به او می‌دهد، بلکه می­فرماید: «أَعَفَّ بَطْنَهُ وَ فَرْجَهُ» او را عفیف‌ترین انسان‌ها و در درجه اعلی قرار می­دهد .

اوّلین قدم برای تشخیص شبهه ناک

پلّه‌پلّه باید جلو رفت اوّل همه انسان نباید به حرام نزدیک شود؛ چون حرام را دیگر خود انسان، موقعی که هنوز طهارت نسبی دارد، می‌فهمد. البته مع‌الأسف انسان به یک جایی می­رسد که دیگر حتّی حرام را نسبت به حلال تشخیص نمی‌دهد و این هم دردی است!

عجب دردی هم هست که عمده مطلب آخرالزّمان این است که توجیهاتی نسبت به دیگران بیان می‌کنند تا از حرام استفاده کنند؛ یعنی این که انسان می‌گوید: آقا من وضع مادی‌ام خراب است و چاره­ای ندارم!

حالا وقتی انسان شکم را از لقمه حرام پاک کرد، کم کم لقمه شبهه‌ناک و بلکه لقمه‌ای را که شبه شهبه‌ناک است هم مراقبت می­کند. 

کاسب های حلال خور برای طهارت مال خود چه می کردند؟

برای همین است اولیاء خدا کارهایی می­کردند که شاید ما‌ آن‌ها را شوخی بگیریم و باورمان نشود، یا احساس کنیم واجب نیست. البته صورت ظاهرش هم واجب نیست امّا آن­ها مراقبه عجیبی داشتند. کاسب‌هایی که حلال خور بودند مثل مرحوم چلویی، مرحوم آشیخ رجبعلی خیاط، مرحوم حاج قاسم آفتابه‌ساز سه کار می‌کردند:

یک: خمسشان را روزانه حساب می‌کردند.

دو: با همه مراقبه و احتیاطاتی که داشتند، اگر یک موقع احتمال می‌دادند شبهه‌ناکی در مالشان به وجود آمده با این که نبود امّا از باب احتیاط؛ مقداری از مالشان را برای این که نکند یک شبهه‌ای در آن افتاده باشد، به عنوان ردّ مظالم کنار می‌گذاشتند.

سه: باز از آنچه که داشتند، یک مقدار انفاق می‌کردند.

بعد از این سه کار، هر چه باقی می­ماند، استفاده می­کردند 

در روایات داریم سرعت لقمه در روح و جسم، آن‌قدر زیاد است که اصلاً قابل تبیین نیست. یعنی به قدری اثر می‌گذارد که نمی‌شود بیان کرد که چقدر حال بدی را برای بعضی‌ها به وجود آورده. لذا این‌ها از نکات بسیار مهمّی است.

جلسه درس اخلاق آیت‌الله روح‌الله قرهی

فرزند صالح  

مرحوم علامه محمدتقی جعفری درباره صدق و صفای پدر بزرگوارشان می فرمایند: «صدق و صفای پدر در ما خیلی مؤثر بود. از نظر مال دنیا کریم النفس و حتی اسم وی (کریم) نیز با مسمی بود. از ایشان نقل کرده اند که در آغاز ازدواج که در تبریز دچار قحطی شده بود، یک شب دو عدد سنگک و جعبه ای شیرینی می خرد تا به منزل برود. بین راه، در خرابه ای مشاهده می کند که دو نفر [در] حال خوردن استخوان و لاشه های گوسفند و مرغ هستند، وقتی این صحنه را می بیند، نزد آنها می رود و یکی از نان ها و شیرینی ها را میان آنها تقسیم می کند و با یک نان به منزل می رود. پس از چند قدم دوباره بر می گردد تا وضع آنها را مشاهده کند و می بیند که دست به سوی آسمان بلند کرده اند و دعا می کنند که: ای مرد، خدا به تو فرزند صالحی بدهد».

تأثير تلاوت با تدبر قرآن

شهيد محراب، حضرت آيت ا... دستغيب درباره تأثير تلاوت با تدبر قرآن مي فرمايد: «اگر کسي قرآن را با تدبر بخواند؛ بالاخره در او اثر خواهد کرد. آب چشمه، قطره قطره بر سنگ مي چکد و بر آن اثر مي کند! قرآن اثرش از آب بيشتر و دل ها هم ان شاء ا... سخت نشده است. بالاخره با مداومت و تکرار اثر مطلوب را خواهد بخشيد؛ بيماري غفلت معالجه مي شود. البته مراتب دارد؛ تا فرد کارش به جايي مي رسد که با خواندن يا شنيدن آيه اي از قرآن، دل شکسته مي شود، حالش تغيير مي کند.»
باران فيض- ص۲۶

منبع: جهان

حُسن عاقبت یا سوء عاقبت

عاقبت بد و نافرجام، معمولاً از گناه آدمی سرچشمه می‌گیرد و از آنجا که توبه، آثار گناهان را نابود می‌کند، سرنوشت شوم گناه را نیز از بین خواهد برد:

 فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما 

حُسن عاقبت، یكی از نعمت‌های مهم است که به هرکسی عطا نمی‌شود، همچنان‌که سوء عاقبت یکی از نقمت‌های خوف ناک است که بسیاری از آدمیان به واسطة اعمال خود، بدان مبتلا می‌شوند.

در تبیین معنای سوء عاقبت، باید گفت که سوء عاقبت، سه قسم دارد:

اوّل: ذلّت بعد از عزّت یا رنج و سختی بعد از برخورداری از نعمت‌های دنیوی.

 دوّم: کفر و فسق بعد و شرمندگی از ایمان و تقوی؛ یعنی بی‌دین شدن پس از دین‌داری.

سوّم: سرافکندگی به هنگام مرگ در خدمت امیرالمؤمنین «علیه السلام» و اولیاء معصومین.

 انسان باید از شرّ نفس خودش که او را به سوء عاقبت گرفتار می‌سازد، به خداوند سبحان پناه ببرد. نفسی که در کمین اوست و هر لحظه برای گمراهی وی تلاش می‌کند. امام صادق «علیهالسلام» فرمود:

«إِنَّ الْعَبْدَ یُصْبِحُ مُؤْمِناً وَ یُمْسِیَ كَافِراً وَ یُصْبِحُ كَافِراً وَ یُمْسِیَ مُؤْمِناً وَ قَوْمٌ یُعَارُونَ الْإِیمَانَ ثُمَّ یُسْلَبُونَهُ وَ یُسَمَّوْنَ الْمُعَارِینَ»

 بنده، شب را با ایمان به صبح می‌رساند و شب كافر می‌شود و شب را در حال كفر به صبح می رساند و شب مؤمن می‌شود، و گروهی ایمان را به عاریه می‌گیرند، سپس آن را از دست می‌دهند و به آنان عاریه گیرندگان گفته می‌شود.

 آیاتی از قرآن کریم به ناگواری سوء عاقبت اشاره کرده و گرفتار شدن به آن را ناشی از گناه انسان بر می‌شمارد. بر این اساس، گفته می‌شود که توبه، موجب عاقبت به خیری است.

 در قرآن شریف، با ذکر یک حکایت آموزنده، سرنوشت کسی که دچار فسق بعد از ایمان شده است بیان گردیده تا بندگان، نیاز همیشگی به ارتباط با خداوند تعالی و نیز تلاش در جهت ریشه‌دار کردن ایمان خویش را احساس کنند:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوینَ

 و خبر آن كس را كه آیات خود را به او داده بودیم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت. آن گاه شیطان، او را دنبال كرد و از گمراهان شد.

حضرت ثامن الائمّه امام رضا «علیه السلام» در خصوص معنای این آیة شریفه می‌فرمایند: این آیه، دربارة مردی از بنی‌اسرائیل به نام بَلعَم باعورا نازل شد.

ایه الله مظاهری

توصیه های ایت الله قاضی به شاگردانشان

نماز

 مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »

 مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند.

 مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.

 اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.

 قرآن

 آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان!  

و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. » 

نماز شب

 « اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »

علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند.

چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »

 حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. » 

توسل به ائمه أطهار(ع)

 آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: « .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. » 

توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)

 محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد. سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است. 

دعا برای فرج امام زمان(ع)

 از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها. 

دل هیچ کس را نرنجانید!

 دیگر آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده. الله الله الله که دل هیچکس را نرنجانید!

 تا توانی دلی بدست آور                 دل شکستن هنر نمی باشد 

حق الناس

 آیت الله نجابت نقل می کند: وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند: « هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی.

  خدمت ایشان عرض کردم:مدتی قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم.

 اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم. می فرمودند: « هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی. گفتم آدرس ندارم، گفتند باید پیدا کنی.

 آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست. یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.» 

حضور قلب

 حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند: « آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس:                                

سررشته دولت ای برادر به کف آر               وین عمر گرانمایه به خسران مسپار

 یعنی همه جا با همه کس در همه جا            می دار نهفته چشم دل جانب یار » 

عمل به دانسته ها

 برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود.

لینک منبع اصلی

یک هشدار جدّی به مدّعیان دین‏داری

یک هشدار جدّی به مدّعیان دین‏داری

در روایتی از علی(علیه‏السلام) است که حضرت فرمود: «لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ».[4] مردم ترک نمی‏کنند امری از امور دینی‏شان را برای آباد کردن دنیایشان، مگر اینکه خدا دری را به روی آنها باز می‏کند که ضررش بیشتر از آن نفعی است که گمان می‏کردند به آن می‏رسند. اینجا حضرت «ترک وظیفه دینی» و کَفِّ نفس از انجام واجبات دینی را مطرح فرموده‏اند. طرف به وظیفه دینی‏اش عمل نمی‏کند، برای اینکه می‏خواهد دنیایش را آباد کند! این روایت ضربِ یک قانون الهی کلّی است. استثناء از نفی هم کرده که خودش به معنای تأکید مطلب است. می‏فرماید مردم امری از امور دینی‏شان را برای اینکه دنیا‏شان را آباد کنند، ترک نمی‏کنند مگر اینکه خدا به روی اینها دری را باز می‏کند که ضررش بیشتر از آن نفعی است که می‏خواستند از راه بی‏دینی به آن برسند.

ضرر ترک دنیا کمتر از ضرر ترک دین است!
مثلاً برای به دست آوردن ده تومان، واجبی را ترک کردی؛ اینجا خدا یک چاله بر سر راه تو می‏کَنَد که بیست تومان به تو ضرر بخورد تا مجبور شوی ده تومان دیگر هم روی آن بگذاری. لذا تعبیر می‏فرماید به «أضرّ» یعنی ضررش بیشتر است. اگر از آن ده تومان گذشت می‏کردی، اگر دین‏داری می‏کردی، آنجا شاید به نظر خودت زیان مادی می‏دیدی، امّا دینت را خراب نمی‌کردی و مرتکب گناه نمی‌شدی؛ امّا حالا که آن واجب را برای آباد کردن دنیایت ترک کردی، خداوند این کار را می‏کند که در همین دنیا یک ضربه شدیدتر به تو می‏زند.
خدا با دینداران کار دارد.
ما راجع به متدیّنین داریم صحبت می‏کنیم؛ آنهایی که مدّعی دین‏داری هستند و می‏گویند: ما متدینیم و مسلمانیم! برای اینها یک قانون کلّی وجود دارد. اگر دست از دینتان بردارید، چه به صورت فردی و چه اجتماعی، این را بدانید که در همین دنیا ضرر خواهید کرد. این یک سنّت الهی است. گویا علی(علیه‏السلام) می‏فرماید این قانون کلّی را بدان که اگر برای آبادی دنیایت، دست از بخشی از دینت برداری، مثلاً یک حکم الهی را ترک کنی و به آن عمل نکنی تا ضرر دنیایی به تو نخورد، خدا ضرر دنیایی بدتر از آن را به تو خواهد زد. این یک قانون الهی برای دین‏دارها است؛ وگرنه خدا به بی‏دین‏هایی که اصلاً اعتقادی به دستورات الهی ندارند، کاری ندارد. بحث آنها جدا است. اینجا بحث درباره کسانی است که به دین مقیّد هستند. طرفِ این کلام تو هستی که می‏گویی من دین را قبول دارم. خدا می‌گوید من با تو این کار را می‏کنم.