فلسفه پاداش های حیرت آور عزاداری

«و من بكى أو أبكى واحدا فله الجنة و من تباكى فله الجنة»

آن که مي‌گرياند و کسي که گريه مي‌کند و آن که دل ندارد، اما خودش را شبيه گريه کنندگان درمي‌آورد، آنگاه آن جلسه بهشت مي‌شود و بهشت براي اينها واجب مي‌شود.

بنی امیّه شجره خبیثه ای بودند که در طول پنجاه سال، هرچه توانستند برای براندازی اسلام اقدام کردند و حتی در این راستا، حکومت اسلامی پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» را به سلطنت اموی مبدّل کردند. امام حسین«سلام‌الله‌عليه»، با قیام خود، دین اسلام را از خطر بزرگ نابودی و اضمحلال نجات بخشیدند و در آن مقطع زمانی، موجب بیداری و هوشیاری امّت اسلامی شدند. اسارت خاندان وحی نیز موج شهادت امام و یاران ایشان را سراسری کرد و پیام قیام را به دنیای آن روز رسانید.

حال اگر حرکت و قیام حسینی تنها به شهادت یا حتّی اسارت خاندان امام حسین«سلام‌الله‌عليه» ختم می‌شد، مسلّما در گذر زمان فراموش می‌شد و کم کم از یاد مردم می‌رفت. این حرکت عظیم، پس از شهادت و اسارت، به موج سوّمی نیاز داشت تا پیام قیام و  شهادت امام حسین«سلام‌الله‌عليه» را به نسل های بعدی برساند و آن موج سوّم در عزاداری ها تحقّق یافت. در واقع جلسات عزاداری امام حسین«سلام‌الله‌عليه» پس از شهادت ایشان آغاز شد و تاکنون توانسته است یاد و نام امام حسین«سلام‌الله‌عليه» را در اذهان و قلوب مردم زنده نگاه دارد که این یادآوری احیای دین را در پی داشته است.

با این مقدمه می توان نتیجه گرفت که وضع ثواب های شگفت آور برای برگزاری یا شرکت در جلسات عزاداری، به این خاطر است که این جلسات، منجر به زنده ماندن دین و معارف اسلامی در قلوب و اذهان مردم است و خداوند متعال دوست دارد جلسات عزاداری همیشه پابرجا باشد، از این جهت و به جهت تشویق و ترغیب مسلمین و مومنین به برگزاری پر رونق و با شکوه مجالس عزاداری، چنین ثواب هایی برای آن وضع فرموده است.

حضرت امام خمینی«قدّس سرّه» می‌فرمودند: ثواب‌ها گاهی استحقاقی است و گاهی تفضّلی. ثواب تفضلي نظیر دانه‌ای است که برای کبوتر ریخته می‌شود. یعنی دانه می ریزند تا کبوتر را بگیرند. در حقیقت با وضع ثواب‌های تفضّلی برای عزاداری‌های امام حسین«سلام‌الله‌عليه»، راهی ایجاد می‌شود که اسلام برای همیشه زنده بماند تا اینکه روزی پرچم اسلام به دست شیعه و به رهبری امام زمان«ارواحنافداه»، بر روی کرۀ زمین برافراشته شود. به عبارت دیگر می‌توان گفت که عزاداري‌ها، علّت مبقيّۀ اسلام و عاملی برای استمرار مسیر و حرکت امام حسین«سلام‌الله‌عليه» و اسارت خاندان ایشان است و لذا هرچه ثواب برای آن در نظر گرفته شود، باز کم است.

راوی نقل می‌کند که روزی خدمت امام رضا«سلام‌الله‌عليه» رسیدم و ديدم ایشان غمناک هستند. پرسيدم: یابن رسول الله! چه شده است؟! حضرت فرمودند: دهۀ محرم است و بعد از کمی‌ توضیح فرمودند: هرکسي که براي امام حسين«سلام‌الله‌عليه» عزاداري کند، و برای ایشان، ولو به اندازۀ بال مگسی اشک بریزد، خداوند متعال ثواب حج و عمره به او مي‌دهد و ما در روز قيامت او را شفاعت مي‌کنيم.

حضرت آية الله مظاهری

توصیه آیت الله نخودکی

غرور علمى

 مرحوم ابوالقاسم اولیائى دبیر شیمى دبیرستانهاى مشهد تعریف مى كردند كه هر روز جمعه به خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی كه در خارج از شهر سكونت داشتند، مى رفتم .

  یك روز در میان راه ، به عبارتى از ابو على سینا مى اندیشیدم و آن عبارت را خطا و اشتباه مى دیدم . چون به حضور حضرت شیخ رسیدم ، بدون آنكه مطلبى را طرح كنم ، ایشان عبارت ابو على سینا را قرائت فرمودند و مشكل آن را براى من حل كردند.

سپس فرمودند: شایسته نیست كه آدمى بدون تاءمل به مردان بزرگ دانش ، همچون ابو على سینا، نسبت غلط و اشتباه دهد.               

شبان وادى ایمن گهى رسد به مراد              كه چند سالى به جان ، خدمت شعیب كند

طى الارض شیخ

 فرزند ایشان آقاى مقدادى اصفهانى تعریف مى كنند كه در آن هنگام كه خارج از شهر مشهد سكونت داشتیم ، روزى پس از اداى فریضه ظهر، براى بازگشت به منزل ، به اتفاق پدرم از شهر خارج گردیدیم و در دست هر یك از ما چیزى از لوازم و مایحتاج خانه بود.

  از ایشان خواستم تا در رفتن شتاب كنند، اما ایشان به سبب كهولت و ضعف آهسته گام بر مى داشتند. در راه ، به دو نفر از سادات محترم كه بر درشكه اى سوار بودند، بر خوردیم با دیدن پدرم از درشكه پیاده شدند و قریب نیم ساعت با ایشان به گفتگو پرداختند پس از آن از ما جدا شدند. مجددا از پدرم خواستم كه در رفتن شتاب كنند و از این توقف طولانى كه موجب اتلاف وقت شده بود، اظهار نارضائى كردم .

  فرمودند: سید بودند و نخواستم نسبت به ایشان كم توجهى شود. باز عرض كردم : پس در رفتن تعجیل فرمائید. فرمودند: من بار تو را مى كشم و به خاطر تو آهسته مى روم ، اكنون مى روم ، اگر توانایى همراهى مرا دارى ، بیا. ناگهان با كمال تعجب دیدم ، كه زمین زیر پاى پدرم به سرعت مى گذرد و ایشان همچنین به حال طبیعى گام بر مى دارند و من ، چون آن كسى كه بر اتومبیل سوار باشد.

  زمین و درختان را در حال حركت سریع مى دیدم . بارى هر چه دویدم به ایشان نرسیدم . چون اندكى از این وضع گذشت توجهى نمودند و زمین به حال نخستین قرار گرفت . پس از آن فرمودند: خواستم بدانى كه ما بار تو را مى كشیم .              

صمت و جوع و سحر و عزلت و ذكر به دوام                 ناتمامان جهان را كند این پنج تمام

موعظه

این چند جمله هم از پیر طریقت و مراد سالكان شیخ حسنعلى (رض) عرضه به پیروان راهش : اینكه انسان دو سه خواب ببیند، و یا وقت ذكر نورى مشاهده كند، به هیچ وجه مورد نظر حقیر نیست . عمده نظر در دو مطلب است : یكى غذاى حلال ، دوم توجه در نماز و اصلاح آن .

 

در جوانى پاك بودن شیوه پیغمبرى است                   ورنه هر گبرى به پیرى مى شود پرهیزگار
 

آیت اللهی که اصرار داشت پای سماور هیئت بنشیند

امام خمینی(ره) :

 الان هزار وچهارصد سال است که با این منبرها، روضه ها و مصیبت ها، ما را حفظ کرده اند.   

آیت الله قاضی(ره):در عزاداری و زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) مسامحه ننمایید.روضه هفتگی ولو دوسه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر هفتگی هم نشد دهه اول محرم ترک نشود. 

آیت الله بروجردی(ره):ایشان مبتلابه درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداریامام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به دردچشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

آیت اله بهجت(ره):گریه بر سید الشهدا(ع) از نماز شب بالاتر است.  

حاج میرزا اسماعیل دولابی(ره):محبت و عزاداری برای امام حسین(ع) انسان را زود به مقصد می رساند. 

آیت الله بهاءالدینی(ره) :دستگاه امام حسین(ع) فوق فقه است... نباید به دستگاه امام حسین(ع) اهانت شود،  این عزاداری ها احیا کننده نماز و مساجد است. 

آیت الله گلپایگانی(ره):دلم می خواهد نام مرا هم جزء روضه خوان های حضرت سید الشهداء(ع) ثبت نمایند. 

آیت الله علامه طباطبایی(ره):هیچ کس به هیچ مرحله ای از معنویت نرسید، مگر در حرم مطهر امام حسین(ع) و یا در توسل به آن حضرت. 

آیت الله عبدالکریم حائری(ره):روضه خوانی و گریه بر سیدالشهدا(ع) عمل مستحبی است که هزار واجب درآن است. 

آیت الله کمپانی(ره):در مجلس روضه خوانی که داشتند، مقید بودند که خودشان پای سماور بنشینند  و خودشان همه کفش ها را جفت کنند.

لینک منبع اصلی مطلب

عالمی که با روضه‌خواندن خدمت‌گزار امام حسین(ع) شد

آیت‌الله محمدمهدی شب‌‌زنده‌دار از اساتید خارج حوزه علمیه قم، با نقل خاطره‌ای از زبان استاد خویش آیت‌الله وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید گفت:

«فردی بود در نجف به نام سید جعفر شیرازی که از خاندان بزرگ شیرازی و از خواص مرحوم آیت الله سید عبدالهادی شیرازی بود. ایشان از دنیا رفت. آیت الله سید عبدالهادی شیرازی مجلس ختم گرفتند. من در این مجلس کنار آقا سید عبدالهادی بودم. ایشان گفتند «من با سید جعفر داستانی دارم. یک بار در شب اول محرم در خواب دیدم حضرت سید الشهدا علیه السلام در مکانی هستند و نزد ایشان هم یک فردی لیستی در دست دارد. آن فرد یا حضرت عباس علیه السلام یا حضرت علی اکبر علیه السلام بود. اسم شخصی را از لیست خواند. امام فرمودند نامش را خط بزن. سپس نام سید جعفر شیرازی را برد. فرمودند نامش را ثبت کن. از خواب بیدار شدم و کنجکاو شدم که ببینم علت این که حضرت دستور دادند نامش ثبت شود چیست؟ روز شد و سید جعفر آمد و از او پرسیدم. سید جعفر گفت من آخر ذی الحجه به حرم مشرف شدم. وقتی از حرم بیرون آمدم با خود میگفتم ما تا به حال زیاد برای سید الشهدا گریه کردیم. اما هیچ گاه نگریاندیم. تصمیم گرفتم یک کتاب مقتل تهیه کنم و برای زن و بچه ام در خانه روضه بخوانم.» این تصمیم موجب شد نام او در لیست خدمتگزاران حضرت ثبت شود.
آیت‌الله شب‌زنده‌دار افزود: خواب حجت نیست اما باید دقت کنیم که این خواب، خواب سید عبدالهادی شیرازی است که شیخ استاد ما می‌فرمود آسید عبدالهادی شیرازی صاحب نفس زکیه بود.

منبع: شبکه اجتهاد

قـُرُق خداوند را نشكن

مرحوم امام رحمه الله در چهل حدیث یک فرمایشی دارند. ایشان می فرمایند هرکس عزم این راه را دارد قدم اول این است که تصمیم بگیرد که گناه نکند. آقا گاهی بکند چطور؟ نمی شود. در آن عالم خوششان نمی آید. از دهان ما دروغ در بیاید، بدشان می آید. بعد فرمودند که واجباتش را انجام دهد. نمی توان از واجب گذشت. خمس واجب است. شما خیلی خوب نماز می خوانی. مکه می روی. کربلا می روی. اما در مورد خمس کوتاهی می کنی. نمی شود. یا هر واجب دیگر. بعد می گوید که سعی کند ظاهرش شرعی شود. این کمی گران است. این را بیشتر توضیح عرض می کنم. یک ظاهر شرعی. وقتی کسی به آدم نگاه می کند متوجه می شود که مسلمان است. من می خواهم کمی روی این بایستم. تقریبا می شود گفت که ما سه قدم را گفتیم. حالا دو قدم یا سه قدم. هر قدم از این قدم ها که برداشته شود شما یک درجه مورد توجه عالم غیب قرار می گیری. اگر که آزاد هستید که هیچ. کاری با شما نداریم. در برخی روایات دارد که ما باکی نداریم که این آدم در کدام وادی هلاک شد. هر طور شد، شد. اگر آدم یک کارهایی را انجام دهد و آزاد باشد می گویند ما دیگر کاری با تو نداریم. برو. هرطور شدی، شدی. اما اگر کسی مراقبت کند، نمی گذارند هرجایی برود. اگر بخواهد به چاله بیفتد، نمی گذارند. از کجا شروع می شود؟ از آن وقتی که من قـُرُق خدا را نشکنم. این اصطلاح حاج آقای حق شناس بود. می فرمودند قـُرُق خدا را نشکند. گناه نکند و واجباتش را راعایت کند. قدم سوم قدم مهمی است. سعی می کند که تمام رفتار و اعمالش را درست کند. این به اخلاقیات برمی گردد. چون دو قدم قبلی که ترک محرمات و انجام واجبات بود را انجام داد. دروغ نمی گفت. نمازش را به جا می خواند. در معامله سر مردم کلاه نمی گذاشت. در این مرحله کمی بالاتر، رفتار و اعمال اخلاقی اش را درست می کند. مثلا رفتاری که با پدر و مادرش می کند، رفتاری که با همسرش می کند، رفتاری که با فرزندانش می کند، شرعی باشد. این مرحله اول اخلاق. اگر این مرحله را هم رعایت کند باز عالم غیب یک مرحله بیشتر از قبل نسبت به این آدم دل می سوزاند. اگر دروغ نمی گوید، برایش دل می سوزانند. اگر مراقب غیبت است برایش دل می سوزانند. نمی گذارند هر جایی برود. آنجا عرض کردیم. فرمودند فی أیِّ وادٍ هَلـَک هر جا رفت هلاک شد و از بین رفت، رفت. نمی گذارند اینگونه شود. حالا اگر کمی هم اخلاقیات را رعایت کرد، مثلا با خدمتکار خانه اش رفتار صحیح کرد. با فرزندش رفتار صحیح کرد. از لحاظ اخلاقی. با همسرش رفتار صحیح کرد. عرض کردیم این مرحله دوم است. ناگزیر عالم غیب برای این آدم بیشتر دل می سوزاند. آن دو مرحله قبل که مقدماتی است. اگر این راه را ادامه دهد و این بخش را دنبال کند و رفتار اخلاقی را ادامه دهد و اینها در درونش تبدیل به خلق شود مثلا همسرش یک حرف تلخی به او می زند. او می تواند دو تا جواب دهد اما جواب نمی دهد. چرا؟ چون خلاف اخلاق است. خب؟ اما درونش آتش گرفته. اگر آدم این راه را ادامه دهد، دیگر درونش آتش نمی گیرد. چرا؟ چون صاحب خلق می شود. اگر صاحب خلق شد، دلسوزی آن دلسوز در حقش کامل می شود. هر کس هم به جایی رسیده از این راه رسیده. از اینکه خودش را به زیر دست دلسوز رسانده است. دلسوزی که دلسوزی کند در تمام جوانب زندگی آدم. 

وبسایت آیت الله جاودان

سؤال زیرکانه از پیامبر اکرم (ص)

وجود مقدّس مولی ‌الموالی، علی بن ابی‌طالب(ع) در روایتی می‌فرمایند: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ فَقَالَ عَلِّمْنِی عَمَلًا یُحِبُّنِی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ یُحِبُّنِی الْمَخْلُوقُونَ وَ یُثْرِی اللَّهُ مَالِی وَ یُصِحُّ بَدَنِی وَ یُطِیلُ عُمُرِی وَ یَحْشُرُنِی مَعَکَ»، فردی به محضر پیامبر(ص) آمد، زرنگ بود و همه چیز را با هم خواست. خیلی خوب است انسان در دنیا زیرک باشد «الْمُؤْمِنُ کَیِّسٌ»، عرضه داشت: یا رسول الله! «عَلِّمْنِی عَمَلًا» عملی را به من یاد بده که به سبب آن ...

۱. «یُحِبُّنِی اللَّهُ عَلَیْهِ» پروردگار عالم مرا دوست داشته باشد.

۲. «وَ یُحِبُّنِی الْمَخْلُوقُونَ» و بندگان خدا هم مرا دوست بدارند.

۳. «وَ یُثْرِی اللَّهُ مَالِی» ثروتم را زیاد کند.

۴. «وَ یُصِحُّ بَدَنِی» بدنم را تندرست قرار دهد.

۵. «وَ یُطِیلُ عُمُرِی» عمرم طولانی شود.

۶. «وَ یَحْشُرُنِی مَعَکَ» و در آخر هم با شما محشور شوم؛ یعنی همان عاقبت به خیر شدن.

پیامبر(ص) فرمودند: «فَقَالَ هَذِهِ سِتُّ خِصَالٍ تَحْتَاجُ إِلَى سِتِّ خِصَالٍ». فرمودند: این شش مرتبه‌ای که تو گفتی، نیاز به شش خصلت دارد که اگر انسان این شش خصلت را داشت، طبعاً این شش مرتبه‌ای که تو گفتی هم به وجود می‌آید.

* چگونه می‌شود خدا انسان را دوست بدارد؟

حضرت فرمودند: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُحِبَّکَ اللَّهُ فَخَفْهُ وَ اتَّقِهِ» اگر دوست داری خدا دوستت داشته باشد؛ بترس و تقوی داشته باش.

* چگونه در بین مردم، محبوب باشیم؟

پیامبر اکرم(ص) در ادامه می‌فرمایند: «وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُحِبَّکَ الْمَخْلُوقُونَ فَأَحْسِنْ إِلَیْهِمْ وَ ارْفُضْ مَا فِی أَیْدِیهِمْ» اگر می‌خواهی عند النّاس هم محبوب باشی؛ به آن‌ها نیکی کن و چشم طمع از دست مردم بکش.

* راه زیاد شدن مال

حضرت در ادامه فرمودند: «وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُثْرِیَ اللَّهُ مَالَکَ فَزَکِّهِ» در مرحله بعدی اگر می‌خواهی پروردگار عالم مالت را زیاد کند، مالت را تزکیه کن، یعنی خمسش را بده.

* راهی هم برای تندرستی و هم برای زیاد شدن مال!

«وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُصِحَّ اللَّهُ بَدَنَکَ فَأَکْثِرْ مِنَ الصَّدَقَةِ» صدقه، صحّت بدن می‌آورد و تدفع البلاء است، ضمن این که خود صدقه، مال را هم اضافه می‌کند!

فقیری نزد پیامبر عظیم ‌الشّأن(ص) آمد و از فقر شکایت کرد. پیامبر(ص) فرمودند: صدقه بده. عرضه داشت: یا رسول الله! من پول ندارم، شما می-فرمایید صدقه بده؟! پیامبر(ص) فرمودند: از هرچه که داری، یک مقدارش را صدقه بده. ولو یک تبر داری آن را بفروش و یک مقداری صدقه بده؛ چون خدای متعال مضاعف می‌کند. «الصدقة تجلب الرزق» صدقه، عامل جلب رزق می‌شود.

* راه طول عمر

«وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُطِیلَ اللَّهُ عُمُرَکَ فَصِلْ ذَوِی أَرْحَامِکَ » اگر می¬خواهی طول عمر پیدا کنی، صله ارحام کن.

صله ارحام یکی از نکات مهم است. منتها در صله ارحام یادمان نرود اگر خدای ناکرده مجلسی برویم که آن مجلس ما را به گناه بیندازد، رفتن ما صحیح نیست. امام جعفر صادق(ع) فرمودند: «نحن صلة الارحام»، ما صله ارحام هستیم، لذا عزیز دلم! اگر خدای ناکرده انسان خانه خاله، عمه، دایی، عمو و یا کسی برود که یک شخص نامحرم (دختر خاله، دختر عمو و ...) با یک لباس نامناسب بیاید، باید بدانیم: این‌جا دیگر صله ارحام ندارد.

* راهی برای محشور شدن با پیامبر (ص)
 

پیامبر(ص) در ادامه فرمودند: «وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یَحْشُرَکَ اللَّهُ مَعِی» اگر اراده کردی و می‌خواهی فردای قیامت با من محشور باشی، «فَأَطِلِ السُّجُودَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ» سجده‌های طولانی در محضر آن حضرت واحد داشته باش.


آیت الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه

مبادا هرچه رشته ميكني پنبه شود

 قرآن در آیه 92  سوره مبارکه نحل می فرماید: وَلا تـَكونوا كالــّـتي نـَقـَضَتْ غـَزْلـَها من بَعْدِ قـُوَّةٍ أنكاثا. مانند آن زن احمقی مباشید که از صبح می بافت و هنگام غروب می گفت باز کنید. 

این مثال است برای کسانی که زحمت می کشند. در روایات ما دارد که یک کسانی را به صحنه قیامت می آورند که اعمالشان می درخشد. بعد می گویند که همه را هَباءً مَنثورًا. بعد می گوید اینها چرا اینگونه شدند. در آن روایت دوتا مطلب می گوید. اما هرچیز دیگری هم می تواند جای این دو چیز باشد. می گوید که اینهایُکسِرُ اِلتِفات عَلی حُرَم المُومِنین. ما در زبان فارسی می گوییم حرم. خانواده و زن و بچه را حرم می گوییم. مثل حرم سرا. حرم یعنی حرمت. آنهایی که به کشور های عربی رفتند می دانند. مثلا به قسمت عقب اتوبوس نمی گویند قسمت زنان. می گویند حرمت. یُکسِرُ اِلتِفات عَلی حُرَمِ المُومِنین. به حرمت های مومنان، ما می گوییم ناموس. به ناموس مسلمانان یُکسِرُ اِلتِفاتِ زیاد نگاه می کرده. حج رفته. کربلا رفته. نماز جماعت خوانده. سینه زده. خمس داده. همه به باد فنا می رود. یُکسِرُ اِلتِفات عَلی حُرَم المُومِنین

هر گناهی خاصیتش این است که بافته ها را رشته می کند. یک مطلب دیگر. این درمورد سفر حج آمده. قاعدتا شما هم شنیده اید و شاید بنده هم عرض کرده باشم. می فرمایند کسی که به حج می رود خداوند متعال یک نوری به او عطا می کند. بنده حقیر نادان کور این را در سیمای یکی از دوستان می دیدم. باور کنید. یک نوری خداوند متعال عطا می کند که به او هست تا وقتی که گناه کند. وقتی گناه کند آن نور می رود. خب اگر شما این نور را تا سفر بعد نگاه داشتی چه می شود؟ اگر تا سفر سوم نگاه داشتی چه می شود؟ این حسرت خودم را عرض می کنم. اگر شما به زیارت حضرت رضا علیه السلام رفتی، زیارت حضرت رضا که زحمت ندارد. اما خب اگر به زیارت بروی و زیارتت مقبول شد، اگر نورش را نگاه داری تا سفر بعدی، تا سفر کربلا، زیارت حضرت حسین علیه السلام در پانزدهم شعبان برترین زیارت ایشان است.


سایت ایت الله جاودان

تربيت نفس

اولين گامي را كه انسان بايد براي تربيت نفس بردارد، مسأله ضبط قوّه خيال است. خيال را مهار كن، نگذار تفكّر شهوي يا غضبي بيايد بر تو مسلّط شود. نگذار كه خيال شهوت و غضب را براي تو آراسته كند. اگر بگوييد دست خودم نيست، مي‌گويم چرا دست خودت است، راهش تفكر است، تفكّر، تفكّر! حالا در چه چيزي تفكر كنم؟ من دو تا چيز گفتم؛ يكي تفكر در آلاء الهي و بعد هم اين مسأله كه اصلاً تو براي چه خلق شده­اي كه اين را قبلاً بحث كردم. ديگري موازنه كه در اين جلسه مطرح كردم. تفكر كن، تو عقل داري و مي‌تواني مقايسه كني.

بعد از اين كه شخص از منزل تفكّر گذشت، پا به منزل عزم مي‌گذارد. حالا نسبت به چه چيز عزم پيدا مي‌كنيم؟ گفتيم كه عزم نسبت به عمل است؛ تصميم قطعي است. اصلاً مي‌گويند كه عزم از امتيازات انسان از ساير حيوانات است و مي‌گويند كه جوهره انسانيت عزم است. ميزان امتيازِ انسان از ساير حيوانات، عزمِ انسان است، حتّي تفاوتِ درجات انسانها، به تفاوت درجاتِ عزم آنها است. هر كه عزمش بيش، انسانيّتش بيشتر. هر كه عزم دارد انسان است، آن كسي كه عزم ندارد، انسان نيست. در اينجا كه مي‌گوييم شخص از منزل تفكّر به منزل عزم پا مي­گذارد، عزم به چه معنا است؟ تصميم گيري بر تركِ معاصي و فعلِ واجبات. اين تصميم مي‌گيرد كه امورِ فوت شده در ايّام حياتش را جبران كند. چه چيزي از او فوت شده است؟ كارهاي خوبي كه بايد مي‌كرد و نكرد و تصميم مي‌گيرد كه اينها را جبران كند، يعني معاصي را ترك كند و خيرات را انجام دهد. از آن طرف هم تصميم مي­گيرد كه ظاهرش را از نظر اعمال، ظاهري انساني، عقلي، شرعي و الهي بكند. كاري را انجام مي­دهد كه وقتي يك عقلِ عمليِ سالم نگاه كند، مي‌گويد او انسان است، چه انساني! ما خودمان وقتي يك انسان متشرّع را مي‌بينيم، مي‌گوييم چه قدر نسبت به امور ديني‌اش فرد مراقبي است! تصميم مي­گيرد كه ظاهرش را به اينكه بگويند او انساني عقلي و شرعي است، آراسته كند.

تربیت ومربیان تربیتی۵ (آیت الله شیخ مجتبی تهرانی)


برنامه روزانه ماچگونه باشد ؟  

برنامه روزانه ماچگونه باشد ؟

برنامه روزانه زندگي: 1-استفاده از نعمتهاي خدا وشكر آن.2-عبادات خدا در اين بين.3-كسب روزي حلال وكار در هر روز (8 ساعت مفيد) آنقدر كه نياز بر آورده شود نه بيشتر.(البته  اگر شرايط سخت و استثنايي است وخرج در نمي آيد حدّاكثر 2ساعت اضافه كاريست.) حال: در اين بين واجبات ومحرّمات به انسان برخورد مي كنند انسان مرتبه معنوي خودرابا انجام وترك آنها بالا مي برد.(در صورت اختيار با عبادت بيشتر وكيفيت بالاتر مقام را بالاتر برد) همين وبس

نکات اخلاقی حضرت آیت الله خوشوقت

شوق به تقوا

چه چیزهایی باعث می شود انگیزه و شوق ما به باتقوا شدن تقویت شود؟

معاشرت با آدم های باتقوا و مطالعه شرح حال علمای ربانی بزرگ که عمری را در مسير تقوا گذرانده اند؛ انسان را تشويق می کند که تقوا را مراعات کند، اينها انسان را کمک می کنند.

نکات اخلاقی حضرت آیت الله خوشوقت

12 نكته اخلاقي از شیخ رجبعلي خياط (ره)

1 ؛ اگر ما به قدر ترسيدن از يك عقرب، از عِقاب خدا بترسيم، عالَم اصلاح مي شود.

2 ؛ تو براي خدا باش، خدا و همه ملائكه اش براي تو خواهند بود. «مَن كانَ لله، كان الله لَه»

3 ؛ سعي كنيد صفات خدايي در شما زنده شود؛ خداوند كريم است، شما هم كريم باشيد. رحيم است، رحيم باشيد. ستاّر است، ستار باشيد...

4 ؛ دل جاي خداست، صاحب اين خانه خداست. آن را اجاره ندهيد.

5 ؛ كار را فقط براي رضاي خدا انجام دهيد، نه براي ثواب يا ترس از جهنّم.

6 ؛ اگر انسان علاقه اي به غير خدا نداشته باشد، نفس و شيطان زورشان به او نمي رسد.

7 ؛ اگر كسي براي خدا كار كند، چشم دلش باز مي شود.

8 ؛ اگر مواظب دلتان باشيد و غير خدا را در آن راه ندهيد، آنچه را ديگران نمي بينند شما مي بينيد. و آنچه ديگران نمي شنوند، شما مي شنويد.

9 ؛ هركاري مي كنيد نگوييد: "من كردم"، بگوييد: «لطف خداست» همه را از خدا بدانيد.

10 ؛ نفس امّاره را مهار كنيد و با آن مخالفت كنيد.

11 ؛ به سادات احترام بگذاريد، و آنان را در هر مرتبه و منزلتي هستند گرامي بداريد.

12 ؛ انسان هرقدر به دستورات پروردگار عمل كند، به همان اندازه به خدا نزديك مي شود.

برگرفته از كتاب آخرين امام، ص163 تا 165

توصیه‌های آیت‌الله بهجت درباره سحر

کتاب «زمزم عرفان» یادنامه فقیه عارف حضرت آیت الله محمد تقی بهجت(ره) به همت آیت الله محمدی ری شهری از سوی انتشارات دارالحدیث تجدید چاپ شد.

در یادداشت شماره 35 کتاب می خوانیم:

از ایشان در خواست نصیحتی کردم. فرمودند: نصیحتی از این بالاتر نیست که انسان تصمیم جدی بگیرد که اگر خداوند به او یکصد سال هم عمر داد، عالما و عامدا، حتی یک آن، معصیت نکند. اگر چنین حالی واقعا برای او پیدا شود، خداوند او را کمک می کند و توفیق می دهد.»
*

فرمودند: یکی از کسی، کیمیا خواسته بود. گفته بود: بگو اللهم اغننی بحلالک عن حرامک؛ اما راست بگو.(یعنی: خدایا! با حلال خودت، مرا از حرام هایت بی نیاز کن.)
*
از ایشان پرسیدم که استادشان آیت الله قاضی را تا کنون در خواب دیده اند. فرمودند: آری. در عالم رویا به من گفت: اگر تعارضی میان درس و نماز جماعت یا اول وقت پیش آمد، درس مقدم است چون نماز جماعت(یا اول وقت)، مستحب است و درس، واجب.
*
فرمودند: چندماه قبل، آقای خمینی را خواب دیدم گه جلوی من نشسته؛ ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این، بدین معناست که نهضت ایشان تا کنون بوده، ولی دچار مشکل می شود. برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت، به آقای خامنه ای پیغام دادم که : من اقداماتی انجام داده ام؛ لیکن خود ایشان هم باید کارهایی را انجام دهد. نمی دانم انجام داده یا نه. بعد ایشان آقای حجازی را فرستاد و توضیح خواست.
در ادامه ایشان از اینجانب(ری شهری) خواستند که: شما هم کاری بکنید.
گفتم: غیر از دعا و ذکر، چه می توان کرد؟
فرمودند: قربانی و صدقه، موثر است...

*

در بخشی از یادداشت شماره 37 آخرین دیدار نویسنده با آیت الله بهجت(ره) می خوانیم: درباره اقدام جهت بطلان سحر و طلسم پرسیدم چند راهکار دادند: الف: بستن حرز حضرت جواد(ع) به بازو. فرمودند: خودم این حرز را به بازو بسته بودم ولی بازویم درد گرفت. و لذا آن را همراهم کرد؛ لیکن خاصیت آن در بستن به بازوست...

گزیده ای از بخش رهنمودهای ویژه کتاب را در ادامه می خوانید:

رهنمودی برای محفوظ ماندن: آیت الله بهجت به اینجانب توصیه کردند که همیشه قرآنی را به همراه داشته باش! این سخن اشاره به این مطلب است که حافظ قرآن بودن، انسان را از همراه داشتن آن بی نیاز نمی کند.
رهنمودی برای علاج وسوسه های اعتقادی: از آیت الله بهجت درباره درمان وسوسه های اعتقادی پرسیدم، فرمودند: زیاد گفتن «لا اله الا الله» علاج آن است.
رهنمودی برای پیداشدن گمشده: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «اصبحت فی امان الله امسیت فی جوار الله» هفت بار برای پیداشدن گم شده خوب است.
رهنمودی جهت بطلان سحر: از ایشان درباره باطل کردن طلسم پرسیدم چند راهکار دادند: الف: بستن حرز حضرت جواد(ع) به بازو. فرمودند: خودم این حرز را به بازو بسته بودم ولی بازویم درد گرفت. و لذا آن را همراهم کرد؛ لیکن خاصیت آن در بستن به بازوست...
ب: ختم سوره واقعه که از دوشنبه ای که اول ماه است شروع می شود و هر روز اضافه می گردد تا روز چهاردهم و خواندن دعایی که وارد شده.
ج: نماز روز پنجشنبه که 4رکعت است. در رکعت اول حمد و یازده بار سوره توحید. و در رکعت دوم حمد و 21 بار سوره توحید. در رکعت سوم حمد و 31 بار سوره توحید و در رکعت چهارم حمد و 41 بار سوره توحید. هر دو رکعتی یک سلام دارد و نمازگزار پس از سلام رکعت چهارم، سوره توحید را 51 بار و صلوات 51 بار می خواند. بعد به سجده می رود و صدبار می گوید یا الله و دعا می کند. 
آیت الله بهجت در ادامه درباره سید مرتضی کشمیری نقل کردند که هروقت این نماز را می خواند، هدیه ای برای او می رسید.

رهمنودی برای حل مشکل: برای حل مشکل می فرمودند، این موارد را مراعات و عمل کنید تا انشاء الله مشکل برطرف گردد:
1. قرآن کوچکی را همیشه همراه داشته باشید.
2. معوذتین را بخوانید و تکرار نمایید.
3. آیت الکرسی را بخوانید و در منزل نصب نمایید.
4. چهار قل را بخوانید و تکرار کنید، خصوصا وقت خواب.
5. در موقع اذان با صدای نسبتا بلند، اذان بگویید.
6. روزی 50 آیه از قرآن کریم با صدای نسبتا بلند بخوانید.

مرگ و زندگی حقیقی  

مرگ و زندگی حقیقی

حضرت آيت ا... بهاءالديني درباره مرگ و زندگي حقيقي فرموده اند: «انسان عاقل در هر حرکتي از حرکات، مي تواند استفاده الهي کند، ولي ما همه را صرف شرور مي کنيم. جواني کجا رفت؟ عمر را کجا صرف کرده اي؟ اموال کجا مصرف شد؟ با آن وديعه الهي که خدا در شما قرار داده است، مي توانستي به مراتب انسانيت نايل شوي، به مراتب اوصيا و انبيا نايل شوي، نخواسته اي، دنبال هوي و هوس بوده اي. هرکس دنبال هوي برود، هلاک مي شود، همين جا مرده است.

منتهي نمي داند مرده است. خبر از حيات علمي، تقوايي و حيات انبيا ندارد. زبان و چشم و دستش را اصلاح نکرده است, مرده تقواست. از حيث تقوا و علم و عاقله مرده است... «الناس موتي» يعني همين جا مرده اند. وقتي بهره علمي و تقوايي و نوري ندارند، مرده اند.»


چشمه سار معرفت-ص134


آغاز

بسم الله الرحمن الرحیم