تناقض بین عمل و گفتار نمازگزار مانع قبول نماز

همه ی ما مكلفيم که امكانات را تا جايي كه مي توانيم، درست بكنيم، توبه بكنیم، استغفار بكنیم، صادق باشیم. وقتی﴿اياك نعبد و اياك نستعين﴾ را می خوانیم، يعني اینکه خدایا! تنها تو را مي پرستم، مقام پرست نيستم، پول پرست نيستم، هوي پرست نیستم. اگر اینطور نباشیم؛ خطاب مي آيد: «يا کاذب أتخدعني». ای مکار! ای كاذب! چرا دروغ مي گويي؟ چرا خدعه مي كني؟﴿اياك نستعين﴾ یعنی از تو استعانت مي جويم؛ نه از غير تو، به دست مردم نظري ندارم. انسان باید درگفتار خود راست باشد و در رفع موانع قبول، جدیت بکند.    

موانع تا نگرداني ز خود دور             درون خانه ی دل نایدت نور

موانع قبول چیست؟ عُجب دارم، حسد دارم، تكبر دارم. اگر او به شما سلام نمی کند؛ شما سلام بكن، داداش جون! به فرزندت با عملت ياد بده. وقتی دخترت را ديدي؛ بگو: سلامٌ عليكم باباجان! دفعه ی اول خجالت مي كشد، دفعه ی دوم مواظب است که وقتی پدر آمد؛ اول او سلام بکند.

حسد و كبر و غيبت و... اینها موانع قبول است. داداش جون! زبانت را نگهدار، غيبت نكن كه عملت نابود بشود. 3

منبع: درس اخلاق آیت الله حق شناس (ره)

عفت شکم و شهوت

من مواعظ علي بن الحسين (عليه السلام):

ما من شىءٍ أحبّ إلى اللّه بعد معرفته من عفّة بطن وفرج، وما من شىءٍ أحبّ إلى اللّه من أن يسأل. (تحف‏العقول ص 282)

علت اينكه حضرت، محبوب‏ترين امور نزد پروردگار را بعد از معرفت خدا، عفت بطن و فرج، دانسته و ساير واجبات و عبادات مثل نماز را ذكر نفرموده، اين است كه: عفت، جلوگير عامل مزاحم است و هميشه، تأثير عامل مزاحم، بيشتر از عامل مُعِدّ است، مثل اين است كه كسى غذاهاى مفيد و مقوى مصرف كند اما از آن طرف بطور منظم يك سم يا ميكروبى را وارد بدن نمايد بديهى است اثرى نخواهد كرد.

در مسائل معنوى، نيز اگر انسان عبادات زيادى انجام دهد اما مرتباً ميكروب گناه را در كالبد روح خود وارد كند، اثر عباداتش خنثى مى‏شود. ولى اگر آئينه قلب خود را با گناه تيره نكند فطرت الهيش او را به رشد و كمال هدايت مى‏نمايد. پس ترك گناه اهم از فعل عبادت است و لذا شيطان بيشتر انسان را به گناه وسوسه مى‏كند تا ترك عبادت، چون وقتى گناه بر آدمى سيطره پيدا كرد عبادات او موجب تقرّب وى نخواهد شد.

پس محبوب‏ترين كارها، ترك دو گناه است يكى گناه بطن كه ارتباط پيدا مى‏كند با دنياطلبى، مال‏اندوزى و طمع‏ها و ديگرى شهوات جنسى است.

منبع: شرح حدیث مقام معظم رهبری (جلسه چهل و پنجم)

تأخیر در فرج هم مسرت‌بخش است

حاج محمد اسماعیل دولابی در تعبیری زیبا از وظایف منتظران در دوران غیبت می‌گوید: پدری چهار تا بچه‌های خودش را گذاشت توی اتاق و گفت این جاها را مرتب کنید تا من برگردم. می‌خواست ببیند کی چه کار می‌کند. خودش هم رفت پشت پرده. از آن جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند برای خودش.
یکی از بچه‌ها که گیج بود یادش رفت. سرش گرم شد به بازی و خوراکی و این‌ها. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.  یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این جا را مرتب کند. یکی که خنگ بود، وحشت گرفتش، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی گذارد جمع کنیم، مرتب کنیم.
اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه جا را. می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد، بعد می رود چیز خوب برایش می‌آورد. هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که همینجاست. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم. آخرش آن بچه شرور همه جا را ریخت به هم. هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این دارد می خندد. خوشحال هم است، ناراحت نمی‌شود.
وقتی همه جا را ریخت به هم، همه چیز که آشفته شد، آن وقت آقا جان آمد. ما که خنگ بودیم، گریه کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد. زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش. شرور که نیستی الحمدلله.
نگاه کن پشت پرده رد تنش را ببین و بخند و کار خوب کن. خانه را مرتب کن. وظایفت را انجام بده! او می‌آید...

استغفار از گناه

شما در مفاتیح مقدس قمی دعایی نمی‌توانید پیدا کنید که استغفار در آن نباشد، در دعاها به دو چیز فوق‌العاده اهمیّت داده شده است؛ یکی به صلوات بر محمد و آل محمد، یکی هم دعا برای استغفار، توبه از گناه، تضرّع، زاری، عذرخواهی از خدا و حتی در روایتی می‌خوانیم که پیغمبر اکرم می‌فرماید: من اقلاً روزی 70 مرتبه استغفار می‌کنم « انه ليقال علی قلبی فيقول استغفرالله سبعين مرّه » دلم را کدورت می‌گیرد، یعنی در تماس با مردم، با خورد و خوراکها، با استراحت و خواب‌ها دلم مکدّر می‌شود و برای رفع کدورت دلم، 70 مرتبه استغفار می‌کنم.

از همه‌ی نعمتهای خدا بزرگتر این است که پروردگار عالم اگر ما از او عذرخواهی کنیم می‌پذیرد. پرونده‌ی سیاه ما را تبدیل می‌کند، قبلا ً به ما سلام می‌کند. توبه را پروردگار عالم خیلی دوست می‌دارد. از همه بالاتر نماز شب، از رفتن مکه، از کربلا، از اطعام انفاق، از نماز واجب، از خمس و از زکات و هر چه شما فرض کنید ثوابش بالاتر، ثواب توبه است. خدا می‌گوید از من عذرخواهی بکن هر که باشی، هر چه باشی قبول دارم؛ می‌پذیرم و ثواب بالایی هم به تومی‌دهم. و به عبارت دیگر در بعضی از روایتها هم داریم که خدا التماس هم کرده و می‌فرماید: بنده من بیا و مرا خوشحالم کن، بندة من وقتی توبه می‌کنی من به اندازه‌ای خوشحال می‌شوم مثل کسی که زن و بچه‌اش را وسط راه گم کرده باشد، پیدا می‌کند از توبه‌ی تو اینقدر خوشحال می‌شود و این دعا بالاترین دعاهاست و باید در زندگی شما این دعا باشد. و همین صرف « استغفر الله ربی و اتوب اليه » این دعاست. خدا مرا بیامرز، خدا بد هستم و تو خوبی، بیا از همه‌ی این چیزها، این بدی‌ها در گذر. اینها دعاست همه‌اش و مقدمه‌ای برای استجابت دعاهای دیگر.

منبع: درس اخلاق آیت الله مطاهری

تفاوت ريشه­اي قيام امام حسين با ساير قيام­ها

امام حسين خيلي خوب هدف را روشن می­کند و مسأله این نیست که حضرت بخواهد حکومت کند. ماهیت این قیام با قیام­های بشری فرق می­کند و فرقشان این است که قیام­های بشری این است که تو نباشی و من باشم، ریاست دست تو نباشد و دست من باشد، البته بعضی­ها هم می­آیند شعارهایی می­دهند كه می­خواهم اصلاحاتی کنم، بعد هم می­بینیم دروغ در آمد؛ قيام­هاي بشری این است تو نباشی و من باشم که عمده در مورد ریاست است. در قيام­هاي بشری براندازی می­شود، کودتا می­شود، همه اين قيام­ها همین است. اما قیام­های الهی این طور نیستند، چون هدف نه ریاست است و نه پول، هدف دین است. دین باشد ولو من نباشم.

هدف این است که دین باشد، امام حسین هم همین را می­گفت. از اول تا آخر قيام گفت كه می­دانم من را می­کشند و همه شما را هم که با من هستید می­کشند، نه به کسی وعده پست و ریاست داد و نه وعده پول. اين دو قيام صد و هشتاد درجه با هم تفاوت دارند. امام حسین بسيار زيبا آخر خطبه هدفش را بیان می­کند. به خدا مي­گويد: خدایا می­دانی كه قيام من نه برای ریاست است و نه براي پول، بلكه من می خواهم دین تو را نگه دارم، هدف من بقای اسلام است. اسلام باقی باشد ولو من به حسب ظاهر فانی شوم. این تفاوت ماهوی و ریشه­ای قيام حضرت با قيام­هاي بشري است.

منبع: جلسه اخلاق مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی