آقای بروجردی است و اعمالش

بعد از رحلت آیت‌الله بروجردی درس امام دوهفته تعطیل بود. بعد از دوهفته امام در جلسه اول درس شروع به نصیحت طلبه‌ها کردند. بالای قبر مرحوم بروجردی دو قطعه عکس زده بودند؛ یکی عکسی از تمثال آیت‌الله بروجردی در زمان زعامت و مرجعیت و عکس دیگر تصویر جنازه ایشان بود که مردم در حال تشییع آن بودند. امام فرمودند عکس اول اشاره به این دارد که آیت‌الله بروجردی در قطر عالم تشیع تک است.
 
حاج آقا مجتبی گفتند امام درست می‎گفتند؛ چون در مقابل ایشان هیچ مرجعی نبود. امام ادامه دادند عکس بعدی را نگاه کنید، آیت‌الله بروجردی را دارند با تجلیل و احترام می‌برند تا دفن کنند. سپس امام گفتند: حالا دومتر بیایید پایین‌تر، آقای بروجردی است و اعمالش! امام می‌گفتند فکر نکنید خبری است، شماها اگر خیلی بخواهید به جایی برسید، یکی مانند آقای بروجردی می‌شوید که الان با اعمالش تنها مانده است، بروید اعمالتان را درست کنید.
 

منبع: مصاحبه میثم مطیعی با جهان

یه روز یه ترکه ...

به یه ترکه گفتند کتابی بنویس
ترکه برای تالیف آن کتاب حدود چهل سال تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت
او برای یافتن منابع و کاوش در کتاب خانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و ...، سفرهای متعدد انجام داد و بالاخره یک کتاب یازده جلدی نوشت
این ترکه کسی نبود جز علامه امینی و آن کتاب نیز همان الغدیر بود
 
یه روز یه ترکـــه میره جبهه
بعد از یه مدت فرمانده میشه
یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش
جواب میده کدوم داداشم؟
اینجا همه داداش من هستن
اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد
اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری
 
یه روز یه ترکه داشته ذکر میگفته
در وسط ذکر هنوز تمام نشده بود که یک حوری بهشتی با جامی در دست از سمت راست او می آید و جام شراب بهشتی را تعارف میکند
اما چون ذکر هنوز تمام نشده بود ترکه به حوری اعتنا نمیکنه
حوری از سمت چپ میآید ولی بازهم ترکه اعتنا نمیکنه و حواسش را جمع ذکر حقتعالی میکند
تا اینکه حوری از نظر ناپدید میشه و ترکه بالاخره ذکر خدا را همانگونه که استادش گفته بود کامل میکنه
این ترکه کسی نبود جز علامه طباطبایی
 
یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره
عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره
ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست
مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم
اینها را هم میشود خورد
این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی ره

راه اصلاح نفس

استاد گران قدر حضرت آيت ا... بهاءالديني درباره راه اصلاح نفس مي فرمايند: «اگر بخواهيد چشم و گوش و زبان و دست اصلاح شود، بايد اين مبداء نار که نفس انسان است؛ اصلاح شود. اگر اين مبداء فرماندهي اصلاح شد، ديگر فرمان شر از او صادر نمي شود و چشم و گوش انسان صرف اطاعت حق مي شود.... پس بايد نفس را اصلاح کرد. اصلاح نفس وقتي ممکن است که معرفت به خداي تعالي پيدا شود و معرفت خداي تعالي از بندگي حضرت حق به دست مي آيد.»

چشمه سار معرفت- صفحه۱۳۱     

منبع: جهان

مواظب زبان خود باشیم!

اگر بچه‌ها نخ بادبادک‌ها را خیلی باز کنند، بادبادک‌ خیلی بالا می‌رود و کم‌کم میدان‌دار می‌شود، یعنی از آن پس، این بچه‌ها هستند که باید به دنبال بادبادک‌ بدوند. زبان انسان‌ها هم چیزی شبیه همان بادبادک‌ است و اگر خیلی به آن میدان بدهیم از دست ما می‌رود و میدان‌دار می‌شود، آیا ندیده‌ایم که برخی از افراد بعد از دعوا و درگیری می‌گویند: نمی‌خواستم این حرف را بزنم، دست خودم نبود. یعنی زبان میدان از من گرفته بود.
به همین دلیل پیامبر (ص) هیچگاه به زبان خود میدان نمی‌دادند.
"کان یخزن لسانه الا عما یعنیه"
"زبان خود را زندانی کرده بود، مگر این که کلام مفیدی بر زبان داشته باشد."
 چون خوب می‌دانست که زبان اگر میدان پیدا کند، میدان را از انسان می‌گیرد؛ چشم هم همین‌طور است، دل و افکار آدمی نیز همین‌طور، بنابراین نباید به آن‌ها قدرت جولان داد.

منبع: کتاب "سلوک باران" اثر حجت‌الاسلام محمد رضا رنجبر، ج اول، چ اول 1388     

عبارت حک شده بر دسته شمشیر رسول الله

آیت‌الله سیدمحمد ضیاءآبادی در کتاب «خاتم انبیا، رحمت بی‌انتها» آورده است: در دستگیره شمشیر رسول اکرم(ص) این چند جمله نوشته شده بود:
 «صِلْ مَنْ قطعک و قُلِ الحقَّ و لَوْ عَلیکَ یا علی نَفْسِکَ و أحْسِنْ بِمَنْ أسَاءَ إلیْکَ»
چه جمله‌های پرمحتوایی، آن هم بر قبضه شمشیر! یعنی اکنون که پیامبر(ص) به قدرت رسیده و شمشیر به دست گرفته است چه باید بکند؟ آیا کارش جنگ و خون‌ریزی و بی‌رحمی است یا رحمت و لطف و کرم؟
از آنجایی که شمشیر هم برای دفع مهاجم و رفع مزاحم است از این رو بر دسته‌اش نوشته شده:
«صِلْ مَنْ قطعک؛ اگر کسی از تو برید، تو به او بپیوند».
او به خانه‌ات نیامد تو به خانه‌اش برو؛ از حالت جویا نشد تو از حال او جویا شو؛ نگو که او نیامد من هم نمی‌روم؛ او از حالم نمی‌پرسد من هم نمی‌پرسم.
«قُلِ الحقَّ و لَوْ عَلیکَ یا عَلی نَفْسِکَ؛ (همیشه و در هر جا) آنچه حق است بگو اگرچه به زیانت تمام شود.
«و أحْسِنْ بِمَنْ أسَاءَ إلیْکَ؛ نیکی کن درباره کسی که به تو بدی کرده است».
خیلی مهم است اگر به کسی که با ما هیچ رابطه‌ای ندارد، نه به ما بدی کرده و نه خوبی، خدمتی کرده و یا مشکلی از او حل کنیم. البته کار خوبی کرده‌ایم؛ اما خیلی کار مهمی انجام نداده‌ایم. زمانی هم که کسی به ما خدمتی کرده و ما هم متقابلاً به او خدمتی می‌کنیم باز هم کار مهمی نکرده‌ایم.
مهم این است که به کسی که به ما بدی کرده، در زندگی ما مشکلی ایجاد کرده و یا چاهی سر راهمان کنده است خوبی کنیم، مشکلش را برطرف و خار را از سر راهش برداریم؛ این است کمال و از مکارم اخلاق است. چرا که الگو و اسوه ما رسول‌الله(ص) فرموده‌اند:  «إنی بعثت لأتمم مکارم الاخلاق» من آمده‌ام تا مکارم اخلاق را به کمال برسانم.     

منبع: فارس

مستجاب الدعوه

از دعاهایی که رَد ندارد، مستجاب است، استغفار است، شما ممکن است یک دعاهایی بکنید، بی‌جا یا مصلحت شما نباشد یا گرفتاری برای شما می‌شود که دعا مستجاب نمی‌شود و مستجاب الدعوه نیستند، امّا اگر از شما بپرسم که آیا می‌شود مستجاب الدعوه شوید؟ جوابش این است که راجع به استغفار همة شما مستجاب الدعوه هستید. نمی‌شود که راستی شما توبه کنید و خدا توبه شما را قبول نکند. نمی‌شود که شما راستی استغفار کنید و خدا جواب رد به شما بدهد. اگر راستی از خدا عذرخواهی کنید، گناه هر چه بزرگ، گناه هر چه فراوان، پروردگار عالم جوابتان را می‌دهد؛ هر که باشید، هر چه باشید. لذا شما راجع به دعا، استغفار، تضرّع، زاری، عذرخواهی از خدا مستجاب الدعوه هستید. 

از الطاف جلیّه‌ی خدا می‌گوید که هر که هستی، هر چه هستی، اگر توبه کنی توبه‌ات قبول است « يا عبادی الذين اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا » ای کسانی که خیلی گناه کردی، سر تا پا گناه هستی، بیا توبه کن، استغفار کن، من همه‌اش را می‌آمرزم « ان الله يغفر الذنوب جميعا ». حتی در آخر سوره‌ی فرقان می‌فرماید: که اگر توبه بکنی واقعاً، اگر دعای راستی بکنی، نه لقلقه‌ی زبان نه صرف زبان، جداً از خدا عذرخواهی بکنی، پروردگار عالم پرونده سیاهت را نابود می‌کند. « يبدل الله سيئاتهم حسنات»

در بعضی از روایتها هم داریم که خدا التماس هم کرده و می‌فرماید: بنده من بیا و مرا خوشحالم کن، بندة من وقتی توبه می‌کنی من به اندازه‌ای خوشحال می‌شوم مثل کسی که زن و بچه‌اش را وسط راه گم کرده باشد، پیدا می‌کند از توبه‌ی تو اینقدر خوشحال می‌شود و این دعا بالاترین دعاهاست و باید در زندگی شما این دعا باشد.

برگرفته از : جلسه اخلاق آیت الله مظاهری