توبه  

چگونه مي توان متوجه شد كه توبه مان پذيرفته شده ؟ چه نشانه هايي دارد ؟

حجت الاسلام و المسلمین جاودان فرمودند:
توبه اگر پذیرفته شود، توبه کننده حتماً می فهمد

یک نشانه اینکه دیگر از گناهان متنفر خواهد بود.

یک نشانه اینکه در نمازش فرق احساس خواهد کرد.

منبع: پرسش و پاسخ آیت الله جاودان

چگونه نیرومند شویم ؟

دیده‌اید که نوک شاخه‌های یک درخت باریک و شکننده‌اند و این نشان می‌دهد که شاخه‌های درخت هرچه از تنه خود فاصله گرفته و دورتر باشند، ضعیف‌تر، شکننده‌تر و نازک‌تر می‌شوند و هر چه هم نزدیکتر باشند ضخیم‌تر و قویتر هستند.
حال ماجرای ما آدم‌ها هم دقیقا از همین قرار است، یعنی هرچه از اصل خود که خدا است بیشتر فاصله بگیریم عاجزتر و ناتوان‌تر می‌شویم و هرچه به او نزدیک و نزدیک‌تر باشیم نیرومندتر و تواناتریم.
اینکه پیامبر(ص) این همه در بین عالم و آدم توانا است بخاطر این است که نسبت به حق و حقیقت که «خدا» و راه خداست هیچگاه کوتاه نیامد و کوتاهی نکرد و نسبت به آن فاصله نگرفت و دور نشد.
"لا یقصر عن الحق"
(پیامبر)"هیچگاه از مرزهای حق نگذشت"
 
برگرفته از کتاب "سلوک باران" اثر حجت‌الاسلام محمد رضا رنجبر، ج اول، چ اول 

منبع: ایسنا

شکایت از پروردگار

حضرت رسول خدا (صلّی اللهُ علیه وآله وسلّم) فرمودند:
روزگار و زماني مي آيد که مردم در آن زمان از پروردگار خود شکايت مي کنند. جابر مي پرسد: مردم چگونه از پروردگار خود شکايت مي کنند؟! حضرت فرمود: شخصي مي گويد: به خدا قسم! مدتي است که سود نبرده ام و نمي خورم و نمي آشامم مگر اين که اين خوردن و آشاميدن من از سرمايه ام مي باشد.واي بر تو! آيا اين چنين نيست که سرمايه و توشه اي که جمع کرده اي، همگي از پروردگار توست؟!
 شرح حدیث: شکايت يک وقت اين طور است که تو اين کار را کردي، متن اين شکايت است ولي يک وقت چيزهايي مطرح مي شود که به طور مستقيم شکايت نيست ولي در ارتباط با خداوند است. اينکه سود نبرده ام و دارم از سرمايه مي خورم، واقعا شايد هم درست است و دروغ نمي گويد، ولي سرمايه­ات را از کجا آوردي؟ و اينکه از آن مي خوري، مگر جز اين است که آن را خداوند به تو عطا فرمود؟!
انسان در تمامي حالات بايد شاکر خداوند باشد و بداند همين حرفهاي او شکايت از خداوند بزرگ است. اين ناسپاسي باعث مي شود که گره و مشکل به کار او افتاده و به چه کنم چه کنم، مبتلا و گرفتار مي شود. از پيامبراکرم (صلّی اللهُ علیه وآله وسلّم) مي پرسيدند: حالتان چطور است؟ در جواب مي فرمودند: الحَمدُلله عَلي کُلِّ حال، ستايش مخصوص خداوند است در همه حالات. شکر و سپاس قبلي عملي و زباني باعث مي شود تا خداوند مشکلات انسان را برطرف کند و هرلحظه به روزي­ها و نعمت­هايش اضافه گردد. درقرآن سوره مبارکه ابراهيم آيه 7 مي فرمايد: »لَئِن شَکَرتُم لَأَزيدَنَّکُم« اگر شکرگزاري کنيد، نعمت شما را افزون مي کنم.

داستانک/عجب‌آدمی بود!عجب‌آدمی هستم!

داستانک:

روي نيمکت پارک نشسته بودم. مرد ميانسالي رد شد، چند متر جلوتر خم شد و يک اسکناس 5 هزار توماني از روي زمين برداشت. نگاهي به دور و بر انداخت و وقتي ديد کسي اطرافش نيست، اسکناس را گذاشت توي جيبش. با خودم گفتم عجب آدمي بود!. چند متر که دورتر شد اسکناس را انداخت توي صندوق صدقات. بازخودم گفتم عجب آدمي هستم! 

منبع: جهان

نماز بدون حضور قلب

روايت از امام صادق صلوات الله عليه منقول است كه حضرت فرمودند:
هرگاه بنده به نماز بایستد و نماز خود را سبک به جا آورد، خداوند خطاب به ملائکه می­فرماید: آیا بندۀ من را نمی­بینید؟ گویا اینطور فکر می­کند که برآورده کردن احتیاجات او به دست غیر من است. آیا نمی­داند که برآورده کردن احتیاجات او به دست من است؟
شرح حدیث:  يك طلب از خدا داري که روزي­ات است و يك بدهي هم داري كه واجباتت است. آنگاه كه مي­خواهد بدهي­اش را به خدا ادا كند. يكي از بدهي­ها هم نماز است. فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ...  آن آدابي را كه در نماز بايد رعايت كند، رعايت نمي­كند؛ از حضور قلب خبري نيست. همواره در فكرش مسائل ديگري است. 
نماز بدون حضور قلب و تند تند،‌ مثل اين مي­ماند كه آدم بخواهد بدهي­اش را ادا كند؛ از سر و ته آن مي­زند اما وقتی مي­خواهد طلب را بگيرد،‌ مي­خواهد تا آخرش را هم بگيرد. چطور شد اينجوري شده؟ بدهي الهي را كه مي­خواهي ادا كني،‌ سر و ته آن را مي­زني، ‌امّا وقتي كه مي­خواهي روزي را از خدا بستاني، تا آخرش می­ستانی، و بعدش هم همواره مي­گويي: بده. انصاف هم خوب چيزي است!!
تندتند نماز مي­خواند تا مشتري از دستش نرود. خيال مي­کند مشتري روزي­اش را مي­دهدگويا مي­بيند و اينطوري فكر مي­كند كه برآورده كردن احتياجات او بدست ديگری است. أَمَا يَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِي؟! اين را نفهميدي تو که من بايد احتياج تو را برآورده كنم نه مشتري!! پس در اداء دين الهي­ات كم نگذار.

شرط برگشتن به دنیا بوسیله خواندن دعای عهد

هشدار! هشدار! آیت­الله مولوی قندهاری(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌، آن کنز خفی الهی فرمودند: اگر کسی می­خواهد برای زمان حضرت ولو به اینکه از دنیا رفته برگردد و در رکاب آقا باشد - همان­گونه که در دعای عهد است - یک راه بیشتر ندارد و آن این که سرباز امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) باید خودش را متخلّق به اخلاق الهی کند.

اگر می­خواهیم همان­گونه که در دعای عهد می­خوانیم، برگردیم و به تعبیر دعای عهد، شمشیر کشیده؛ یعنی آماده و سلاح به دست در محضر مولایمان باشیم، باید متخلّق به اخلاق الله شویم.

 ایشان فرمودند: درست است بیان شده هر کس چهل صباح دعای عهد را بخواند به این نیّت که اگر مرد، بعد از مردنش رجعت کند و در محضر مولا باشد، برمی­گردد امّا شرطش این است که متخلّق به اخلاق الله باشد؛ آن­وقت اگر دعا را خواند برمی­گردد.

از محضر مبارکشان سؤال شد: اگر کسی متخلّق به اخلاق الله نبود آیا با خواندن این دعا برنمی­گردد؟ فرمودند: اگر عمرش را هم به این دعا مشغول باشد ولی خصوصیّت سربازان امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)‌ را نداشته باشد؛ یعنی متخلّق به اخلاق الهی نباشد، هرگز برنمی­گردد. یعنی آن دعا شرط دارد و شرط اساسی­ آن این است که انسان حتماً متخلّق به اخلاق الهی باشد.

آیت­الله العظمی ادیب(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن مرد الهی و عظیم­الشّان، آن عارف بی­نظیر فرمودند: دلالت این است که اصحاب ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) بر اساس اخلاق، با وفا بودند. کسی که متخلّق به اخلاق الهی شد در سخت­ترین مواقع و در سخت­ترین لحظات مولای خودش را رها نمی­کند.

لذا یکی از گناهان کبیره این است که انسان وفای به عهد نداشته باشد. اگر کسی متخلّق به اخلاق الله نشد، در پیچ و خم کارهایی که گاهی حکمتش را نمی­داند و از ناحیه مولا برای او هست، امکان دارد ایمانش سست شود و دست از مولایش بردارد.

منبع: ایت الله قرهی

انا لله و انا اليه راجعون  

انا لله و انا اليه راجعون 
بسم الله الرحمن الرحیم 
یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی 

روح شیدا و بی قرار فقیه عارف و مجاهد سالک آیت الله آقا مجتبی تهرانی استاد اخلاق و مرجع تقلید شیعیان و مدرس حوزه‌ها‌ی علمیهٔ تهران در آستانه اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به ملکوت اعلی پیوست.

این مصیبت بزرگ را به محضر مقدس حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه، مقام معظم رهبری، مراجع عظام تقلید، حوزه‌های علمیه، شاگردان و ارادتمندان ایشان و همه امت مسلمان تسلیت گفته و علوّ درجات معظم له را مسئلت می‌نماییم. 

حفاظت از اعمال خیر

باسلام خدمت شمابزرگوار اکثریت مابنده های غافل گاهی بحول الله اعمالی نیک(مثلاشب قدریاسفری مذهبی یا...)انجام میدهیم امابسرعت اعمالی خلاف آنهاانجام داده ومسیررفته روبرمیگردیم؛آیاراهی برای ذخیره اعمال نیک هست که مصداق جنگل درخت وکبریت نشود؟چه کنیم آفت به بارنرسه؟میشه جایی حبس کرد؟ محتاج دعا

حجت الاسلام و المسلمین جاودان فرمودند:

سلام علیکم و رحمة الله

ترس از خدا سرمایه ای است که اگر آدمی دارا باشد می تواند از آن لغزش ها جلوگیری کند.و حال اگر آدمی ترس را همراه ندارد باید عملی بکند و بهانه ای تهیه کند که با آن بتوان در برابر گناه مقاومت کرد، و اگر بتواند مداومت بر ترک بدین شکل بکند ترس از خدا هم حاصل خواهد شد بفضل الله. حال باید دنبال بهانه بگردیم. نماز اول وقت از عوامل بسیار مهم و موثر برای ترک بدی و گناه است پس باید به آن پای بند باشیم و بشویم البته از نظر شرعی و مسئله نماز درست خوانده شود. نماز شب جلوگیر و مانع گناه است بهر نوع شده باید این نماز را عمل کنیم. اگر سحر نتوانستیم - که سحر را باید خیلی بکوشیم - در طول روز قضای آن را باید بخوانیم. سوم اینکه هر روز یک توسل به امام حی و حاضر زمان علیه الصلوة و السلام داشته باشیم که این از همه مهمتر است. این کارها انشاءالله شما را از اعمال خلاف حفظ می کند - انشاءالله - و با حفظ از خلاف می توان اعمال خیر را بفضل خدا حفاظت کرد.

منبع: پرسش و پاسخ آیت الله جاودان

برآورده شدن حوائج

حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارك رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز كه به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.

مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودكی را پیدا كردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یك چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یكی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است كه دلم می خواهد یك همسر خوب خدا به من عنایت كند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است كه خدا یك كسب آبرومندی به من عنایت فرماید.

فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان. این عملی را كه ایشان فرمودند من شروع كردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم كسب با آبرو به من عنایت كرد.

 منبع:  تبیان

اسرار نماز در نگاه آیة الله بهجت(ره)

- ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می‎ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می‎کنیم؛ و بعد به سجده و خاک برمی‎گردیم.

- سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید! - اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راه‎های اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر(عج) است.

- سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می‎شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می‎شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می‎شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.

- یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و ...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم!

- از آیِه شریفه «اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ (عنکبوت/45) نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می‎دارد.» استفاده می‎شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر؛ کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی‎کند، واقعاً نمازش نماز نیست!)

- اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می‎شود، کار تمام است!

 منبع:  تبیان

راز سلام دادن در پایان نماز

حکیم فرزانه و مفسر گرانمایه قرآن، آیت الله جوادی آملی، در زمینه اسرار نماز، کتاب گرانسنگی با همین نام به زبان عربی به رشته تحریر درآورده اند که به فارسی نیز برگردانده شده است. در فصول پایانی کتاب یاد شده، معظم له در تبیین راز تسلیم (سلام دادن) در پایان نماز، لطیفه ای عرفانی و معرفت زا از محی الدین عربی، معروف به شیخ اکبر، آورده اند که بسی ژرف و نکته آموز است:

«سلام نمازگزار درست نیست، مگر آنكه در حال نماز از ما سوی الله غایب شده و با خداوند مناجات كند؛ هنگامی كه از نماز منتقل می‌شود و موجودهای خلقی را مشاهده می‌نماید، چون غایب از آنها بود و تازه در جمع آنها حاضر می‌شود؛ لذا بر آنان سلام می‌كند، و اگر نمازگزار همواره با موجودهای خلقی بوده و حواس او متوجه مردم بود، چگونه بر آنها سلام می‌نماید، زیرا كسی كه در جمع دیگران هماره حاضر است، به آنها سلام نمی‌كند و این نمازگزار، باید شرمنده شود، چون با سلام خود ریاكارانه به مردم نشان می‌دهد كه من در نزد خدا بودم و تازه به جمع شما پیوستم...، و سلام عارف برای انتقال از حالی به حال دیگر است؛ یك سلام بر منقول عنه، و یك سلام بر منقول الیه... ».

 منبع:  تبیان

صحبت هر شبه با  امام زمان

می‌‌گویند: هر شب دو سه دقیقه با آقاجان، امام زمان(روحی له الفدا و سلام اللّه علیه و عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف)صحبت کن. دو سه دقیقه، نه، اصلاً یک دقیقه. پس چرا توفیق پیدا نمی‌‌کنیم هر شب با آقا جان صحبت کنیم؟! آقا! چه شده که من نمی‌‌توانم؟! چه شده که بعضی از جوان‌ها می‌‌توانند، هر شب صحبت کنند امّا من نمی­توانم؟!

عرض کردم آن که هر شب، هر شب، هر شب، بدون انقطاع، با آقاجان حرف بزند، باور کنید به یک سال نرسیده چیزهایی را متوجّه می‌‌شود. حالا هر کسی بسته به آن سعه صدرش، چیزهایی را می‌‌فهمد و می‌‌بیند.

پس چه شد که من نمی‌‌توام؟! مگر یک دقیقه چیست؟! چرا تصمیم می‌‌گیرم، می‌‌گویم:باشد، من از امشب دیگر با آقاجان حرف می‌‌زنم امّا یک موقع می‌‌بینی همان شبی که گفتم دیگر از امشب حرف می‌‌زنم، یادم می‌‌رود حرف بزنم؟!!

چون عزیز دلم! وقتی این لسان کنترل نشده، توفیق هم کلامی با آقاجان را ندارد. وقتی انسان این زبان خودش را کنترل نکند، دیگر معلوم است، توفیق صحبت کردن با آقاجان را ندارد.

لسان را کنترل کنیم، با آقاجان توفیق حرف زدن پیدا می‌‌کنیم. یک مدت این زبان کنترل شود، ببین چه غوغایی می‌‌شود.

امشب با آقاجان این‌طور حرف بزن. آقاجان! چه کنیم که تو عنایت کنی.آقاجان! چه کنم که بتوانم هر شب موّفق شوم؟

آقاجان! می‌‌دانم لسانم بد است، فکرم بد است؛ ظنّ و گمانم بد است، اصلا مرض وجودم را گرفته، مریض شدم، امراض روحی من را فرا گرفته امّا آقاجان! جدّ مکرّمتان فرمودند: «أنا طبیب دوار»؛ شما هم طبیب دوّاری، می‌‌شود بیایی یک دست بکشی؟! ...............

منبع: جلسه اخلاق آیت‌اللّه قرهی