غربال امام حسین در روز عاشورا

حضرت حسین بن علی- علیه السلام- در شب عاشورا یک جور سخن گفت و در روزعاشورا یک جور؛ شب برای پس زدن نااهل ها و روز برای جذب اندرونیانی بود که از بد روزگار و بد خودشان به خودشان، آن بیرون در لشکر عمر سعد ایستاده بودن، اندرونیانی که به ظاهر بیرونی بودند.
شب عاشورا، سخن از «نمی خواهم، احتیاج ندارم، بروید، بیعتم را برداشتم» بود؛ روز عاشورا می گوید، بیایید به من کمک کنید، آیا یاوری و مددکاری هست؟ هل من ناصر ینصرنی؟
شب صحبت می کند تا مبادا خبیثی دربین طیبّها باشد و روز سخن می گوید تا مبادا طیّبی دربین خبیث ها مانده باشد. شب، غربال می کند تا فقط صالحان بمانند وروز غربال می کند تا فقط اشقیا در مقابل اوایستاده باشند.

آيت الله حائري شيرازي

هديه امام‌حسین علیه‌السلام به امیرکبیر

آیت الله العظمي اراکی رحمه الله فرمودند: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم. چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت: خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت: نه
با تعجب پرسیدم؛ پس راز این مقام چیست؟
جواب داد: هدیه مولایم حسین است!
گفتم :چطور؟
با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم:
میرزا تقی خان! 2 تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه ؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود!
از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم
منبع: کتاب آخرین گفتارها در پایان زندگی