یاد مرگ

به اميرالمومنين گفتند: چه كنيم كه از مرگ نترسيم؟ اگر مي‌خواهيد از مرگ نترسيد واجبات را انجام دهيد. حرام‌ها را ترك كنيد. اين براي مرگ است. پس مرگ براي همه هست. راه فراري هم نيست. سن مرگ هم تمام نشده است. ما در قبرستان كه مي‌رويم عكس جوان‌ها بيشتر از عكس پيرها است. بنابراين به ما گفتند: مرگ را فراموش نكنيد. به ما گفتند: كفنتان بين لباس هايتان باشد تا وقتي مي‌رويد لباس ديگري را برداريد كفن هم باشد. نترسيد. دير يا زود بايد اين لباس را بپوشيم. كفن در مقابل چشمتان باشد. به ما مي‌گويند: وقتي به حمام مي‌رويد آب داغ روي سرت مي‌ريزي ياد مرگ كن. به ما مي‌گويند: اگر آتش ديدي ياد كن. به ما مي‌گويند: در «مالك يوم الدين» ياد كن. به ما مي‌گويند: وقتي وضو مي‌گيري يك دعايي بخوان دعاي ياد مرگ است. خدايا يك روزي مي‌آيد كه صورت‌ها سياه مي‌شود. صورت من را سفيد كن. مس پا كه مي‌كشي بگو: خدا پاي من را در پل صراط نلرزان. وقتي دستت را مي‌شويي بگو: خدايا روز قيامت نامه‌ي اعمالم را در دست راست من بده. به ما گفتند: هميشه حتي روزه كه مي‌گيري وقتي تشنه شدي حساب كن در دنيا و قيامت تشنگي هست. 12

منبع: برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام قرائتی


فرزند آدم  هر روز سه مصيبت دارد

در حدیث می فرماید که نسبت به بعضي ها هشدار داده می شود و مواظب عملشان هستند. شايد بعضي ها- خدای ناکرده- از قلم افتاده باشند. پس چرا ما هر كاري مي كنيم، به ما هشدار نمي دهند؟

حضرت [امام سجاد علیه السلام] فرمودند: فرزند آدم  هر روز سه مصيبت دارد.

مصيبت اول آن است كه از عمرش كاسته مي شود. اگر نقصاني در مال او ظاهر بشود؛ غمگين مي شود و حال آنكه مال قابل جبران است؛ ولي عمر قابل جبران نيست. "شب و روز" از شما خداحافظي مي كنند و در روز قيامت نسبت به اعمال شما شهادت مي دهند. "شب و روز" وقتی می گذرند، خطاب می کنند که ديگر تا روز قیامت ما را نخواهي ديد، ما رفتيم.

حضرت فرمود: "شب و روز" در شما عمل مي كنند. بر سنِّ شما اضافه مي شود. حال كه "شب و روز" در شما عمل مي كنند، شما هم در "شب و روز" عمل بكنيد.

مصيبت دوم چيست؟ روزي شماست كه اگر از حلال باشد، باز حساب مي كشند. «و في حلالها حساب». در شبهاتش عتاب هست و در حرامش هم عقاب هست.

حضرت فرمودند: از همه بزرگتر مصيبت سوم است كه من هر روز يك مرحله به آخرت نزديك می شوم؛ اما نمي دانم اسم مرا جزء كدام طايفه نوشته اند. آيا جزء مطيعين هستم؟

مبادا در دام بيفتي، داداش جون!

برگرفته از درس اخلاق آیت الله حق شناس (ره)

منبع: پایگاه اخلاق

۴۰ روز مصیبت نبینی، ملعونی!

ﯾﻮﻧﺲ اﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮب از اﻣﺎم ﺻﺎدق ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﻧﻘﻞ ﮐﺮدﻩاﺳﺖ: درﺧﺼﻮص ﻣﻮﻣﻨﺎن، ﻫﺮ ﺑﺪﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﻬﻞروز آﺳﯿﺒﯽ ﺑﻪ آن وارد ﻧﺸﻮد، ﻣﻠﻌﻮن اﺳﺖ و دور از رﺣﻤﺖ ﺧﺪاوﻧﺪ. ﮔﻔﺘﻢ: واﻗﻌﺎ ﻣﻠﻌﻮن اﺳﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮدند: ﺑﻠﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: واﻗﻌﺎ؟ ﺑﺎز ﻓﺮﻣﻮدند: ﺑﻠﻪ. ﭘﺲ ﭼﻮن اﻣﺎم ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺮای ﻣﻦ را ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮدند، ﻓﺮﻣﻮدند: ای ﯾﻮﻧﺲ! از ﺟﻤﻠﻪ ی ﺑﻼ و آﺳﯿﺐ ﺑﻪ ﺑﺪن ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺮاش ﭘﻮﺳﺖ و ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮردن و ﻟﻐﺰﯾﺪن و ﯾﮏ ﺳﺨﺘﯽ و ﺧﻄﺎ ﮐﺮدن و ﭘﺎرﻩ ﺷﺪن ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺶ و ﭼﺸﻢ درد و ﻣﺎﻧﻨﺪاﯾﻨﻬﺎ اﺳﺖ، ﻧﻪ ﻟﺰوﻣﺎ ﻣﺼﯿﺒﺖﻫﺎی ﺑﺰرگ. ﻣﻮﻣﻦ ﻧﺰد ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎﻓﻀﯿﻠﺖﺗﺮ و ﮔﺮاﻣﯽﺗﺮ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﺬارد ﭼﻬﻞ روز ﺑﺮ او ﺑﮕﺬرد و ﮔﻨﺎﻫﺎن او را ﭘﺎک ﻧﻨﻤﺎﯾﺪ؛ وﻟﻮ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻏﻢ ﭘﻨﻬﺎن در دلی ، ﮐﻪ او ﻧﻔﻬﻤﺪ اﯾﻦ ﻏﻢ از ﮐﺠﺎ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ، وﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ از ﺷﻤﺎ ﺳﮑﻪﻫﺎی درﻫﻢ را در ﮐﻒ دﺳﺖ وزن ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻘﺼﺎن آن ﺷﺪﻩ و ﻏﺼﻪدار ﻣﯽﺷﻮد، ﺳﭙﺲ دوﺑﺎرﻩ وزن ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ وزﻧﺶ درﺳﺖ ﺑﻮدﻩ، ﻫﻤﯿﻦ ﻏﺼﻪ ﮐﻮﺗﺎﻩ و ﮔﺬرا...ﻣﻮﺟﺐ آﻣﺮزش ﺑﺮﺧﯽ از ﮔﻨﺎﻫﺎن اوﺳﺖ.
پی نوشت: از امام (ره) نقل شده وقتی یکی از نزدیکان شان از اذیت ها و گریه های بچه اش گلایه کرده بود، امام فرموده بودند کاش جای شما بودم، شما نمی دانید با تحمل این رنج چه اجری می برید. 
منبع: اﻟﻮﺳﺎﺋﻞ: ۱۱ / ۵۱۸ ج ۲۱ اﻟﺒﺤﺎر: ۷۶ / ۳۵۴ ج ﻋﻦ ﻛﻨﺰ اﻟﻜﺮاﺟﻜﯽ: ص ۶۳ ﺑﺈﺳﻨﺎدﻩ ﻋﻦ ﯾﻮﻧﺲ ﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮب

پاداش آنان که به دنیا بی‌رغبت باشند

متن حدیث:

 رسول اللّه‏ صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله : مَن رَغِبَ فِي الدُّنيا وأطالَ فيها رَغبَتَهُ أعمَى اللّه‏ُ قَلبَهُ عَلى قَدرِ رَغبَتِهِ فيها ، ومَن زَهِدَ فِي الدُّنيا و قَصَّرَ فيها أمَلَهُ أعطاهُ اللّه‏ُ عِلما مِن غَيرِ تَعَلُّمٍ وهُدىً بغَيرِ هِدايَةٍ.

ترجمه:

پيامبر خدا حضرت محمد صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله:

هركه به دنيا راغب باشد و رغبتش را در آن به درازا بكشانَد، خداوند، دل او را به اندازه رغبتش به دنيا، كور مى‏‌گرداند.

و هر كه به دنيا بى ‏رغبت باشد و آرزويش را در آن كوتاه سازد، خداوند، به او دانشى عطا مى‏‌كند، بى‏ آن كه از كسى بياموزد و راهنمايى‏ اش كند بى‏ آن كه از كسى راهنمايى گيرد.

منبع: تاريخ أصفهان ج1 ص 162 ح 144- كنزالعمّال ج 3 ص209ح6194

ادب حضور

به شما می‌خواهم این را توصیه بکنم شما وقتی می‌خواهید گناه را ترک بکنید این روحیه را نداشته باشید، این دید را نداشته باشید که من ترک گناه می‌کنم هنر انجام می‌دهم. این روحیه را داشتید مساوی است با این‌که موفّق نشوید. من کاری می‌کنم هنر نیست. از این بدتر این است که من حرف خدا را امتثال می‌کنم با یک حالت خاصّی که کأنّه یک حالت منّت‌گذاری بر خدا و امثال این‌ها که من طاعت تو را می‌برم. باید در باب  ترک گناه حالت تعوّض، استعاذه، پناهندگی و فقر داشته باشیم و از خدا بخواهیم. اگر خواستید بفهمید من چه می‌گویم به مضامین دعاها دقّت بکنید. مثلاً در همین دعاهای روزها هست که «وَ تَرْحَمَنِي بِصَدِّي عَنْ مَعَاصِيك‏» یعنی خدایا من از تو می‌خواهم به من رحم بکنی من را از گناهان حفظ بکنی. دست مرا بگیری. دست مرا بگیری که من در جهنّم را به روی خود باز نکنم، ببینید لحن چطور است؟ نمی‌گوید من گناه نمی‌کنم. طاعت تو را می‌برم، مانند من و شما! باید زبان، زبانِ عجز باشد. امام یاد داده است. «فَتَرحَمَنی» خدایا من از تو می‌خواهم به من رحم کنی که من به سوی گناه نروم. این را باید از خدا خواست. آن هم با حالت خاص خواست. یا در دعای روز چهارشنبه «وَ زُهْدِي فِيمَا يُوجِبُ لِي أَلِيمَ عِقَابِك» لحن دعا را دقّت کنید. ائمّه (سلام الله علیهم اجمعین)  که خود این‌طور بودند و به ما یاد دادند لحنی است که باید کسی که می‌خواهد گناه نکند یعنی درهای گناه و جهنّم را به روی خود ببندد این یک مسئله‌ای است که باید با فقر و مسکنت از خدا بخواهد نه این‌که من گناه نمی‌کنم و امثال این‌ها. این موفّق نخواهد بود. 10

برگرفته از درس اخلاق آیت الله شجاعی

منبع: سایت معاونت تهذیب حوزه

عالم برزخ

در بعضی از روایات به این نکته اشاره شده است که وقتی انسان در برزخ خود قرار گرفت بابی از جنّت یعنی دری از بهشت و دری هم از جهنّم به روی انسان باز می‌شود.

آنچه در برزخ ها بعد از مرگ پیش می‌آید این در حقیقت تمثّل و ظهور برزخی همان چیزها است که در حیات دنیا ما در باطن خود داشته‌ایم. در هدایت دنیوی به روی من و شما در باطن امر یا درهایی از بهشت باز می‌شود و مسائل بهشتی به وجود ما نازل می‌شود یا دری از درهای جهنّم باز می‌شود که آنچه که در جهنّم است به وجود ما وارد می‌شود. البتّه اختیار هم با خود ما است مثلاً وقتی که دلم، روحم را متوجّه خدا کردم به راز و نیاز و ذکر خدا پرداختم یعنی چه؟ یعنی خود من با اختیار خود اجازه دادم کدام در باز شود و نعمت‌های آن جا به من نازل بشود. به عکس آن هنگام گناه کردن یعنی ما در جهنّم را با اختیار خود باز می‌کنیم و از درِ جهنّم آنچه که باید بیاید می‌آید. همین مسأله به مجرّد این‌که مردیم آن جا واضح می‌شود. 

فرض بفرمایید که محبّت غلطی پیدا کردم مثلاً به یک دشمن خدا محبّت پیدا کردم یا در دل من به یک زن اجنبی مرد اجنبی محبّتی پیدا شد. یا به یک حرامی ‌محبّت پیش آمد. آن محبّتی که در دل احساس می‌کنیم. اسم این این‌جا محبّت است خود آن شیرین است امّا اسم این آن طرف آتش است. شکل خاصّی از آتش است طعم آن هم تلخ است.

برگرفته از درس اخلاق آیت الله شجاعی

منبع: سایت معاونت تهذیب حوزه