در بعضی از روایات به این نکته اشاره شده است که وقتی انسان در برزخ خود قرار گرفت بابی از جنّت یعنی دری از بهشت و دری هم از جهنّم به روی انسان باز می‌شود.

آنچه در برزخ ها بعد از مرگ پیش می‌آید این در حقیقت تمثّل و ظهور برزخی همان چیزها است که در حیات دنیا ما در باطن خود داشته‌ایم. در هدایت دنیوی به روی من و شما در باطن امر یا درهایی از بهشت باز می‌شود و مسائل بهشتی به وجود ما نازل می‌شود یا دری از درهای جهنّم باز می‌شود که آنچه که در جهنّم است به وجود ما وارد می‌شود. البتّه اختیار هم با خود ما است مثلاً وقتی که دلم، روحم را متوجّه خدا کردم به راز و نیاز و ذکر خدا پرداختم یعنی چه؟ یعنی خود من با اختیار خود اجازه دادم کدام در باز شود و نعمت‌های آن جا به من نازل بشود. به عکس آن هنگام گناه کردن یعنی ما در جهنّم را با اختیار خود باز می‌کنیم و از درِ جهنّم آنچه که باید بیاید می‌آید. همین مسأله به مجرّد این‌که مردیم آن جا واضح می‌شود. 

فرض بفرمایید که محبّت غلطی پیدا کردم مثلاً به یک دشمن خدا محبّت پیدا کردم یا در دل من به یک زن اجنبی مرد اجنبی محبّتی پیدا شد. یا به یک حرامی ‌محبّت پیش آمد. آن محبّتی که در دل احساس می‌کنیم. اسم این این‌جا محبّت است خود آن شیرین است امّا اسم این آن طرف آتش است. شکل خاصّی از آتش است طعم آن هم تلخ است.

برگرفته از درس اخلاق آیت الله شجاعی

منبع: سایت معاونت تهذیب حوزه