توصیه آیت الله نخودکی
غرور علمى
مرحوم ابوالقاسم اولیائى دبیر شیمى دبیرستانهاى مشهد تعریف مى كردند كه هر روز جمعه به خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی كه در خارج از شهر سكونت داشتند، مى رفتم .
یك روز در میان راه ، به عبارتى از ابو على سینا مى اندیشیدم و آن عبارت را خطا و اشتباه مى دیدم . چون به حضور حضرت شیخ رسیدم ، بدون آنكه مطلبى را طرح كنم ، ایشان عبارت ابو على سینا را قرائت فرمودند و مشكل آن را براى من حل كردند.
سپس فرمودند: شایسته نیست كه آدمى بدون تاءمل به مردان بزرگ دانش ، همچون ابو على سینا، نسبت غلط و اشتباه دهد.
طى الارض شیخ
فرزند ایشان آقاى مقدادى اصفهانى تعریف مى كنند كه در آن هنگام كه خارج از شهر مشهد سكونت داشتیم ، روزى پس از اداى فریضه ظهر، براى بازگشت به منزل ، به اتفاق پدرم از شهر خارج گردیدیم و در دست هر یك از ما چیزى از لوازم و مایحتاج خانه بود.
از ایشان خواستم تا در رفتن شتاب كنند، اما ایشان به سبب كهولت و ضعف آهسته گام بر مى داشتند. در راه ، به دو نفر از سادات محترم كه بر درشكه اى سوار بودند، بر خوردیم با دیدن پدرم از درشكه پیاده شدند و قریب نیم ساعت با ایشان به گفتگو پرداختند پس از آن از ما جدا شدند. مجددا از پدرم خواستم كه در رفتن شتاب كنند و از این توقف طولانى كه موجب اتلاف وقت شده بود، اظهار نارضائى كردم .
فرمودند: سید بودند و نخواستم نسبت به ایشان كم توجهى شود. باز عرض كردم : پس در رفتن تعجیل فرمائید. فرمودند: من بار تو را مى كشم و به خاطر تو آهسته مى روم ، اكنون مى روم ، اگر توانایى همراهى مرا دارى ، بیا. ناگهان با كمال تعجب دیدم ، كه زمین زیر پاى پدرم به سرعت مى گذرد و ایشان همچنین به حال طبیعى گام بر مى دارند و من ، چون آن كسى كه بر اتومبیل سوار باشد.
زمین و درختان را در حال حركت سریع مى دیدم . بارى هر چه دویدم به ایشان نرسیدم . چون اندكى از این وضع گذشت توجهى نمودند و زمین به حال نخستین قرار گرفت . پس از آن فرمودند: خواستم بدانى كه ما بار تو را مى كشیم .
موعظه
این چند جمله هم از پیر طریقت و مراد سالكان شیخ حسنعلى (رض) عرضه به پیروان راهش : اینكه انسان دو سه خواب ببیند، و یا وقت ذكر نورى مشاهده كند، به هیچ وجه مورد نظر حقیر نیست . عمده نظر در دو مطلب است : یكى غذاى حلال ، دوم توجه در نماز و اصلاح آن .
با سلام