عومل خیر و شرّ
عومل خیر و شرّ چیست؟ امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) نکته بسیار بسیار مهمّی را در این زمینه میفرمایند. حضرت میفرمایند: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً أَعَفَّ بَطْنَهُ وَ فَرْجَهُ». اگر خدا خیر بندهای را بخواهد او را در شکم و شهوت عفیف میکند؛ یعنی او از عفیفترین انسانهاست!
یعنی دو عامل شرّ که بسیار مهم هستند، یکی بطن یعنی شکمپروری و یکی هم شهوت جنسی است. وقتی نسبت به این دو شهوت، مراقبه نشد؛ انسان به خیر نمیرسد. آن کسی به خیر میرسد که این دو عامل را مواظبت کند. عمده بلایای دنیا و تمام شرّ اشرار هم به خاطر همین دو عامل (شکم و شهوت) است. اگر انسان قدرت پیدا کند که بتواند شکمش را کنترل کند و اینقدر شکمپروری نکند و همینطور اگر قدرت کنترل شهوت جنسی را پیدا کند؛ اوج میگیرد.
آیتالله العظمی میرزا رضای کرمانی عظیمالشّأن میفرمایند: اوج عفّت شکم(بطن) این است که انسان از لحاظ تقوا به جایی برسد که دیگر بفهمد این لقمه شبههناک است؛ یعنی با نگاهش بفهمد این لقمه شبههناک است و دیگر نخورد!
لذا نمیفرماید وقتی خدا خیر بندهاش را میخواهد، عفّت بطن به او میدهد، بلکه میفرماید: «أَعَفَّ بَطْنَهُ وَ فَرْجَهُ» او را عفیفترین انسانها و در درجه اعلی قرار میدهد .
اوّلین قدم برای تشخیص شبهه ناک
پلّهپلّه باید جلو رفت اوّل همه انسان نباید به حرام نزدیک شود؛ چون حرام را دیگر خود انسان، موقعی که هنوز طهارت نسبی دارد، میفهمد. البته معالأسف انسان به یک جایی میرسد که دیگر حتّی حرام را نسبت به حلال تشخیص نمیدهد و این هم دردی است!
عجب دردی هم هست که عمده مطلب آخرالزّمان این است که توجیهاتی نسبت به دیگران بیان میکنند تا از حرام استفاده کنند؛ یعنی این که انسان میگوید: آقا من وضع مادیام خراب است و چارهای ندارم!
حالا وقتی انسان شکم را از لقمه حرام پاک کرد، کم کم لقمه شبههناک و بلکه لقمهای را که شبه شهبهناک است هم مراقبت میکند.
کاسب های حلال خور برای طهارت مال خود چه می کردند؟
برای همین است اولیاء خدا کارهایی میکردند که شاید ما آنها را شوخی بگیریم و باورمان نشود، یا احساس کنیم واجب نیست. البته صورت ظاهرش هم واجب نیست امّا آنها مراقبه عجیبی داشتند. کاسبهایی که حلال خور بودند مثل مرحوم چلویی، مرحوم آشیخ رجبعلی خیاط، مرحوم حاج قاسم آفتابهساز سه کار میکردند:
یک: خمسشان را روزانه حساب میکردند.
دو: با همه مراقبه و احتیاطاتی که داشتند، اگر یک موقع احتمال میدادند شبههناکی در مالشان به وجود آمده با این که نبود امّا از باب احتیاط؛ مقداری از مالشان را برای این که نکند یک شبههای در آن افتاده باشد، به عنوان ردّ مظالم کنار میگذاشتند.
سه: باز از آنچه که داشتند، یک مقدار انفاق میکردند.
بعد از این سه کار، هر چه باقی میماند، استفاده میکردند
در روایات داریم سرعت لقمه در روح و جسم، آنقدر زیاد است که اصلاً قابل تبیین نیست. یعنی به قدری اثر میگذارد که نمیشود بیان کرد که چقدر حال بدی را برای بعضیها به وجود آورده. لذا اینها از نکات بسیار مهمّی است.
با سلام